و همهء درككنندگان ، چه قديم يا حادث باشند ، بايد آن را داشته باشند ؛ و آن وجود دركشدنىها مىباشد ؛ زيرا نبودن چيز دركشدنى ، از درك كردن آن جلوگيرى مىكند ، و اين به رهگذر نبودن كار انجامشدنى ، براى شخص توانا مىرود ؛ زيرا در توانا بودن هر شخص توانائى شرط است كه بر كارى توانا باشد ، و شرطهاى ديگرى كه جز اين يك شرط مىباشند در كسانى لازم است كه به توسط اندام حاسه درك مىكنند ، نه كسى كه بدون حاسه چيزها را مىبيند .
و شرطهائى كه براى ديدن به حاسه لازم است ، عبارت است از اين كه چيز ديدنى ، يا جايش ، روبرو ، يا در حكم روبرو باشد ؛ و ميان بيننده و شىء ديدنى چيزى نباشد ، كه آن را بپوشاند ، و زياد از هم دور نباشند ، و زياد نزديك به هم نباشند ، و زياد ريزه نباشد ، به مانند يك جزء ، و جسمهاى كمجرم و بىرنگ ؛ زيرا همهء اينها در كسى شرط است ، كه به توسط حاسه ببيند ؛ اما كسى كه بدون حاسه مىبيند ، نيازى به هيچيك اينها ندارد ، و اين به رهگذر كسى مىرود ، كه به توسط صفت توانائى ، توانا بر كار است ؛ زيرا چنين كسى در بيشتر كارها به افزارهاى مخصوصى كه داراى تركيب ويژهاى باشند ، نيازارد ؛ و كسى كه به خودى خود توانا بر كار است ، نيازى به آنها ندارد .
و روا نيست كه درك كردن را ، خداوند برتر از همه چيز ، به عادتى كه دارد پديد آورد ، زيرا اگر چنين مىبود ، روا مىگرديد ، كه آن را پديد نياورد ، و اگر درك كردن پديد نيايد ، بدان مىكشد كه روا بدانيم ، جسمهاى پرمايهاى مانند پيل و جز آن پيش ما باشند ، و آوازهاى خوش ، يا چيزهاى ديگر مىباشند ، و با آن كه حاسهء درست داشته باشيم ، و چيزى هم نباشد كه از درك كردن جلوگيرى كند ، و با اين حال آنها را درك نكنيم ؛ و كسى كه چنين چيزى را روا بداند ، به گفتار سوفسطائيان گرايش يافته است .
و نمىتوانند بگويند : عادت خداوند هميشگى است ؛ همچنان كه كارهاى زيادى به عادت هميشگى ، انجام مىگردد .
زيرا ؛ گفته خواهد شد : سزاوار است در پارهاى جاهاى دور روا باشد عادت
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٠١