فصل در اين كه خداوند برتر از همه چيز ، ادراك شدنىها را درك مىكند ، شنوا و بينا است .
اين فصل به روشن كردن چيزهائى نياز دارد :
1 - آن كه شخص درككننده از جهت اين كه درككننده است ، علاوه بر زنده بودن و دانا بودن و ساير صفات شناخته شدهاش ، صفت ديگرى جز آنها دارد .
2 - بايد آشكار گردد ، كه بنا بر آنچه بسيارى از مردم به سويش رفتهاند ، چيزى كه اين صفت را پديد مىآورد ، زنده بودن است ، نه درك كردن .
3 - بايد آشكار گردد ، كه چون موجود بلا آغاز برتر از همه چيز ، زنده است بايد درككننده هم باشد .
4 - بايد آشكار گردد : اين كه مىگوئيم ، خداوند شنوا و بينا است يا كلمات ديگرى كه در اين باب مىآوريم ، چه چيز از آنها فهميده مىشود . و ما همهء اينها را ، اگر خدا بخواهد ، آشكار خواهيم كرد .
اما اين كه شخص درككننده به صفت درككنندگى موصوف مىباشد ، از چيزهائى است كه هر يك از ما آن را آشكار از نگريستن به خود مىيابد ، و هيچ چيز از آنچه انسان آن را بطور آشكار ، از خودش بداند رساتر نيست ؛ و همانا اين