تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بايد توانا و دانا باشد ، پس نياز به چيزى ندارد كه اين دو صفت را برايش به وجود آورد ، و بايد از چيزى كه داشتن اين دو صفت را برايش ممكن مىسازد ، نيز بىنياز باشد ، زيرا چيزى كه پديدآورندهء صفتى است از آن كه امكان داشتن آن صفت را فراهم مىكند ، استوارتر است ، و با اين كه موجود بلا آغاز اين دو صفت را خودش دارا هست ، از پديدآورندهء اين صفتها ، بىنياز است ، پس شايسته‌تر است ، از چيزى كه امكان دارا شدن آنها را فراهم مىكند ، نيز بىنياز باشد ، و اين سئوال سخت - ترين چيزى است ، كه در اين‌جا پرسيده مىشود . پاسخ سئوال ، اين است ، كه پديدآورندهء صفت بمانند چيزى نيست ، كه زمينه و امكان وجود آن صفت را فراهم مىكند ؛ زيرا مىشود صفتى چون حاصل است از علت پديدآورنده‌اش بىنياز باشد ، و به علت ديگرى كه ذات يا صفتى است ، تكيه داشته باشد ، و روا نمىباشد ، چيزى كه امكان وجودش را فراهم مىكند ، وجود نداشته باشد و آن صفت به جاى ماند ، زيرا بودن آن صفت با نبودن چيزى كه وجودش را ممكن مىسازد ، مصحح بودن آن را ، در هم مىشكند ، براى اين كه معنى مصحح بودن ، اين است كه اگر باشد ، ممكن مىشود آن صفت ، موجود گردد ؛ و اگر نباشد ، موجود بودن آن صفت شدنى نخواهد بود ؛ اما پديد آورنده و ايجاب‌كننده اين‌گونه نيست ، زيرا اگر سبب و ايجاب‌كننده آن صفت باشد ، معلول كه آن صفت است ، نيز خواهد بود ، اما هنگامى كه چيزى جانشين آن سبب گردد ، چنين نيست كه اگر آن سبب نباشد ، بايد آن صفت هم موجود نباشد . آيا نمىبينى ، توانا بودن و دانا بودن يكى از ما هنگامى حاصل مىشود ، كه صفت دانائى و توانائى در ما باشد ، سپس در موجود بلا آغاز چنين نيست ، زيرا صفت علم و صفت قدرت در او نيست ، و با اينهمه او موصوف به اين دو صفت مىباشد ، زيرا بنا بر اختلافى كه هست ، موصوف بودن او به اين دو صفت يا به صفتى تكيه دارد كه بلاشرط خود اوست ، و يا بدون واسطه بر وجود او تكيه