پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه پارهاى از ايشان گفتهاند : آغاز فراهم آوردن آسمانها و همچنين چيزهاى ديگر كار اوست ، و با اين همه چگونه دليل مىآورند كه او داناست ؛ « 1 »
خواهيم گفت : ما تصور مسئله را در نخستين موجود زندهاى كه خداوند برتر از همه چيز آفريده است ، قرار مىدهيم ، كه ناگزير به ساختمان ويژهاى ساخته شده است و ناچار او اين ساختمان را انجام داده است ، زيرا ما آن را نخستين زنده پنداشتيم ؛ و آنچه ما مىخواهيم بگوئيم كه او دانا است ، بههمين ثابت مىشود .
علاوه بر آن هيچگونهاى از گونههاى ( آفرينش ) نيست مگر آنكه كارهاى شگفتانگيز تازهاى پديد مىآيد ، و همين دانا بودن او را مىرساند ؛ آيا نمىبينى از هرنوعى حيوان بدون اختلاف چيزى مىآفريند ، كه از نوع همان باشد ، پس از نوع مردم ، چهارپا نمىآفريند ، و از چهارپا نوع انسان نمىآفريند ، و اگر او دانا نمىبود ، اين روش بهم مىخورد .
و همچنين آفريدن ميوهها ، به هنگام ، و در هر درختى چيزى بمانند آن ، پس در تاك ، خرما نمىآفريند ، و از درخت خرما ، انگور نمىآفريند ، و در درختهاى ديگر چيزى كه از نوع آن نباشد نمىآفريند ، پس اگر به اينها دانا نمىبود ، نمىبايست ، اينگونه يك روش باشد ، و گوناگون مىشد ، و همچنين ، در ماههاى كانون ، ميوه نمىآفريند و آب ، در ماه تموز و آب « 2 » يخ نمىبندد ؛ پس اگر دانا نمىبود اين كارها چنين نمىبودند .
هامش
( 1 ) خلاصه اعتراض اين است كه شايد اصول كلى و ابتدائى عالم را خداوند ، آفريده باشد ، و وقايع بعدى به تسلسل اسباب فراهم شده باشد .
( 2 ) تموز و آب دو ماه رومى قديم هستند كه تقريبا در حدود تير و مرداد مىباشند .