تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
آيا نمىبينى ، ما به حادث بودن جسم از دليلى پى برده‌ايم كه براى حادث بودن عرضها به كار نمىآيد ، بلكه حادث بودن عرض از دليل ديگرى دانسته مىشود ؛ و همچنين مىشود با دليل ديگرى بدانيم ، كسى كه كار آشفته انجام مىدهد ، دانا است . و ما اين را از آن رو گفتيم ، كه كار آشفته را مىشود ، شخص دانا ، براى مصلحتى ، انجام بدهد ؛ اما كار استوار اين‌گونه نيست ، زيرا جز كسى كه دانا به كار استوار باشد ، از ديگرى برنمىآيد آن را انجام بدهد ، پس جدائى ميان اين دو آشكار گرديد . گاهى مىتوان دانست ، شخص آشفته كار ، دانا نيست ؛ و آن هنگامى است ، كه بدانيم انگيزهء فراوانى او را وادار مىكند كه كار استوار انجام بدهد ، اما از او برنمىآيد آن را انجام بدهد ، و چون از او برنمىآيد ، مىدانيم او دانا نيست ، چه كار آشفته از او سر بزند ، يا سر نزند ؛ زيرا اگر مىتوانستيم بدانيم كار استوار از كسى كه هيچ‌كارى انجام نمىدهد برنمىآيد ، پى مىبرديم كه اگر كسى كار نااستوار انجام بدهد ، دانا نيست ؛ پس به سر زدن كار شوريده ، توجهى نيست ؛ و در انجام دادن خود كار ، چيزى نيست كه دانا بودن يا نادان بودن انجام‌دهنده‌اش را نشان بدهد . گاهى گفته مىشود : پاره‌اى از كارها ، در پاره‌اى از وقتها ، نشان مىدهد كه انجام‌دهندهء كار ، نادان است ؛ آيا نمىبينى اگر كسى بگويد « جيد » به كسر جيم و تخفيف ( يا ) ، و بخواهد ، از خوبى چيزى خبر بدهد ، مىرساند كه او به اين لغت ، نادان است . اكنون كه پاره‌اى از مطالب آشكار گرديد ، ثابت شد كه خداوند برتر از همه چيز ، كارهاى استوارى انجام داده است كه بر هر استوار كارى ، در هركار استوارى ، فزونى دارد : از آفريدن گياهها و ميوه‌ها و جاندارها ، و آنچه در آنها از استوار كارىهاى تازه و نازك‌كارىهاى صنعتى ، و تركيبات شگفت‌آميز ، و آفرينش آسمانها و زمينها و جز آن هست ، و همه كارهاى استوار مىباشند ، پس مىبايست او دانا باشد .