كند ، علاوه بر آن ، هركس از روى كار ديگرى ، چيزى درست مىكند ، به آن نياز دارد كه بداند ، چگونه بايد از كار ديگرى پيروى كرد ، تا بتوان آن كار را درست ، انجام داد .
پس اگر بگويند : آيا نوعى از كارها يافت مىشود ، كه دانا بودن انجام دهندهاش را ، نشان بدهد .
خواهيم گفت : تنها نوع كار ، دانا ، بودن انجامدهندهاش را نمىرساند ، و بيش از اين نشان نمىدهد كه كارى استوار انجام گرديده است ، و يا آنكه كار بر روئى سر زده ، كه جز از شخص دانا بر اين روى سر نخواهد زد ؛ مانند باور داشتن پارهاى از چيزها ، كه همان دانستن است ، زيرا نشان مىدهد كسى كه اين چيزها را باور كند ، دانا است ، زيرا باوركردن ، بر پارهاى از روىها همان دانستن است .
و باور كردن ، بر اين روى در اينكه اينگونه باور كردن ، از كسى كه دانا نباشد ، برنمىآيد ، به رهگذر انجام دادن كار استوار ، مىگذرد ؛ پس آنچه گفتيم درهم نمىشكند .
پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه اراده كردن ، جز از كسى كه دانا باشد ، سرنمىزند ؛ و حال آنكه خود اراده كردن ، كار انجام دادن است ، بدون آنكه از روى استوارى انجام گردد .
خواهيم گفت : دو پاسخ براى اين پرسش هست ، ( يكى ) اينكه اراده كردن ، مىشود از كسى كه دانا نباشد سر بزند ، به اينكه گمان برنده ، يا باوركنندهاى نادانان باشد ، و كار استوار چنين نيست ، و جز از كسى كه دانا باشد سر نخواهد زد . ( پاسخ دوم ) اين است كه اراده كردن نيازى به دانا بودن ، ندارد ، بلكه اراده كننده بودن به اين نيازمند است كه دانا و يا باوركننده باشد ؛ آيا نمىبينى ، اگر ديگرى در يكى از ما اراده بهوجود آورد ، مىبايست ، آن يك از ما ، دانا و يا باور كننده باشد ، و اگرچه خود او اراده نكرده باشد ، پس دانسته شد كه حالتى نياز به حالت ديگر دارد .
پس اگر بگويند : شما پذيرفتيد ، كه كار استوار ، مىشود از كسى كه صفت
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧١