قسم ديگر از كار متولد كه اثرش بيرون از جاى قدرت ظاهر مىشود ، جز فشار چيزى آن را به وجود نمىآورد ، پديد آوردن فشار گوناگون ، و فشار همانند « 1 » و « 2 » در توانائى ماست و ما آن را انجام مىدهيم ، اما از به وجود آوردن فشار ، جوهر ، موجود نمىشود ؛ به اين دليل كه اگر ما دست خودمان را ، درون يك خيك خالى ببريم ، و سرش را محكم ببنديم ، و روزگارى دراز در آن فشار به وجود آوريم ، هيچچيز در آن زياد نمىشود ، و بنا به روش كسانى كه جوهر را پديد آوردنى مىدانند ، به همانگونه كه اگر در خيك بدميم پر مىشود ، مىبايست ، با ايجاد كردن فشار ، نيز خيك پر شود ، و حال آنكه آنچه مىدانيم جز اين است .
و نمىتوانند بگويند : از سوراخهاى خيك جوهرها بيرون مىروند ، زيرا اگر چنين بود ، مىبايست ، هنگامى كه در خيك مىدميم ، نيز باد بيرون برود ، و ما مىدانيم اگر در خيك بدميم و سرش را محكم ببنديم و روزگار درازى آن را يكسو بنهيم هيچ چيز از آن بيرون نمىشود ، پس آنچه گفتند نادرست است .
پس اگر بگويند : ايجاد كردن فشار ، از اين روى جوهر را متولد نمىكند كه مانعى از متولد شدنش جلوگيرى مىكند .
گفته خواهد شد : چيزى كه از پديد آوردن جوهر ، جلوگيرى كند ، از اين بيرون نيست كه يا نداشتن دانش است ، يا نبودن دستافزار است ، و يا بنابر آنچه مىگويند ، براى اين است كه جهان پر است ، و يا چيز ديگرى است .
نبودن دانش يا دستافزار نمىتواند ، از پديد آوردن جوهر ، جلوگيرى كند ، زيرا خودكار ، نيازى به اين دو چيز ندارد ، بلكه براى اين كه كار به روى
هامش
( 1 ) فشارهاى همانند يا متماثل آن است رو به يك سوى باشند ، و فشارهاى مختلف آنكه رو به دو سوى متفاوت پديد آيند ، ( مترجم ) به نقل از : المقدمة فى الكلام از شيخ طوسى ضمن چهار فرهنگنامهء كلامى ص 192
( 2 ) فشار تعبيرى از كلمهء اعتماد است و اعتماد چنين تعريف شده است ؛ الاعتماد : قوة فى الجسم تدافعه الى سمت مخصوص اذا فقد المانع ، الاعتماد : معنى اوجب كون محله مدافعا لما يماسه ص 152 و 225 چهار فرهنگنامهء كلامى .