و نيز نمىشود كه آفرينندهء جهان ، با قدرتى كه زايد بر ذات و حادث باشد ، بر آفريدن جسم توانا گرديده باشد « 1 » ، زيرا اگر چنين بود ، به هستى درآوردن جسم ، از او درست نمىشد ، براى اينكه ، به توسط صفت قدرت ، هستى دادن جسم ، انجام نمىيابد .
دليل بر اين سخن آن است كه از سه راه بيرون نيست :
يا كارها به طور اختراع به توسط صفت قدرت ، انجام مىشود ، و يا به مباشرت صورت مىگيرد ، و يا آنكه متولد مىشود .
1 - كار اختراعى آن است كه در غير جاى توانائى آغاز مىگردد « 2 » .
2 - كارى كه به مباشرت انجام مىگيرد ، آن است كه در جاى توانائى آغاز مىشود « 3 » .
هامش
آخر فصل ابطال صفات زايده آورده ، و از همه دليلها انسب به اينجا است اين است كه مىگويد : با صفت قدرت ، در صورتى كه زايد بر ذات باشد ، آفريدن جسم محال است ، چه آن صفت زايد ، قديم يا حادث باشد ، و چون در چند جاى ديگر و از جمله در همين فصل كه اكنون در آنيم ثابت نموده ، كه با قدرت حادث جسم آفريده نمىشود ، و از سوى ديگر در همان فصل ابطال معانى و صفات زايد بر ذات و جاهاى ديگر ، ثابت كرده است ، كه صفت قدرت اگر زايد بر ذات باشد ، قديم و حادث آن خاصيت مشابه ، دارند ، و از جهت امكان انجام دادن كار ، يا عدم امكان آن ، هردو يكسان مىباشند ، و از مجموع اين مطالب ، چنين نتيجه گرفته است ، كه با قدرت زايد بر ذات ، چه قديم يا حادث باشد ، آفرينش جهان ممكن نيست ، و چنانكه ، گفته شد ، اين دليل از جهت اينكه به جنبهء آثار علمى آنكه آفرينش جهان است ، پرداخته اين دليل به اينجا انسب است .
( 1 ) قدرت حادث ، در چند جاى اين كتاب ابطال گرديده ، يكى در اين فصل كه از جنبهء مخصوصى از آن بحث به عمل آمده ، و در فصل « فى انه قادر فيما لم يزل » كه خواهد آمد نيز به تفصيل در سه جاى آن باطل شده است . ( مترجم )
( 2 ) عمل آفرينش كه بدون حركت عضو و در خارج از ذات انجامدهنده صورت مىگيرد اختراعى است و انحصار به خدا دارد .
( 3 ) كار بالمباشره : آن است كه در خود عضو انجامدهنده ظاهر مىشود مانند حركت دست و پا و غيره كه در جاى نيروى حركت مىباشد .