تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
3 - كار متولد ، چيزى است كه برابر با كار ديگر ، يافت مىشود « 1 » . كار اختراعى به توسط صفت قدرتى كه زايد بر وجود انجام‌دهنده و حادث باشد ، انجام نمىگيرد ، زيرا اگر چنين چيزى انجام مىگرديد ، هرآينه ما مىتوانستيم ، اگرچه از راه دور باشد ، كسى را كه از ما ناتوان‌تر است ، از انجام دادن كار جلوگيرى كنيم ، همچنان كه مىتوانيم ، با گرفتن و نگهداشتن ، او را از كار باز داريم ، و آنچه مىدانيم جز اين است . هستى دادن گوهر با كار مباشرتى درست نيست ، زيرا اگر ( با حركت دادن عضو ) ، گوهر وجود مىيافت ، كار بدان مىكشيد ، كه دو جوهر ، در يك مكان ، پديد آيند ؛ يكى در عضو كه جاى قدرت است ، و دوم گوهرى است كه انجام‌دهنده ، مىخواهد آن را پديد آورد ، و اگر دو جوهر در يك‌جا پديد آيند ، جسمها با پيوستن به يكديگر بزرگ نمىشوند ، و حال آن‌كه مىدانيم بزرگ نشدن جسم با پيوستن اجزا به يكديگر دروغ است . كار متولد دو گونه است ، يكى در همان جاى قدرت يافت مىشود ، و دومى به بيرون از جاى قدرت سرايت مىكند « 2 » . آن قسم از كار متولد ، كه در جاى قدرت پديد مىآيد ، هرچيزى كه كار مباشرتى را از ميان ببرد به طور يكسان ، كار متولد را هم از ميان برمىدارد « 2 » .
هامش
( 1 ) كار متولد : كارى است كه به توسط كار ديگر انجام مىگردد ، مانند افروختن آتش كه از ايجاد كردن حرارت و يا نزديك كردن جسم مشتعل به جسم ديگر و يا حركت دست و پا حاصل مىشود ، و از انسان صادر مىگردد ، و روئيدن گياه كه از ريزش باران و تابيدن خورشيد پديد مىآيد ، كار متولد خداوند است ، و به معنى نتيجهء سبب‌سازى مىباشد . ( 2 ) مثلا حركت دادن دست متولد از حركات مغزى و فكرى است و اثرش از خود دست كه محل قدرت است تجاوز نمىكند ، اما وقتى با حركت دادن دست ، سنگى را هم به حركت آوريم ، اثر قدرت از محل خود به جسم ديگر ، تجاوز نموده است ، در آن قسم ، كه فقط دست حركت مىكند هرچيزى حركات فكرى را متوقف سازد حركت دست را هم فورى متوقف مىكند . ( مترجم )