تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
مىخواهيم . جز آن‌كه اين دليل بدان مىرساند كه كار سازندگى ، به سازنده‌اى پايان مىيابد ، كه او ديرينه باشد ، و اين را نمىرساند كه سازندهء جهان ، بدون واسطه همان ، موجود ديرينهء برتر از همه‌چيز است ، پس براى باطل كردن واسطه‌ها در آفرينش جهان ، به راه ديگرى نياز پيدا مىشود ، تا نادرستى روش كسانى كه مىگويند ، ساختن جهان به آفريده‌اى واگذار گرديده « 1 » و جز ايشان « 2 » آشكار گردد . و آنچه نادرستى اين روشها را مىرساند اين است كه سازندهء جهان ناگزير بايد توانا باشد . زيرا امكان انجام دادن كار ، برايش بوده است . سپس از اين بيرون نيست كه توانا بودنش الف - يا به خودى خود بوده است ب - و يا به توسط صفت قدرت ديرينه‌اى بوده است ، ج - و يا به صفت قدرت نوپديد شده‌اى بوده است ، د - و يا آن‌كه ديگرى او را بر انجام دادن كار توانا گردانيده است . روا نخواهد بود كه به خودى خود ، بر كار توانا باشد ، زيرا اگر چنين مىبود ، بايستى با آن‌كه بايد هستى داشته باشد ، صفت زنده بودن را نيز بايد داشته باشد ، براى اين‌كه هركس صفت توانائى دارد ، بايد صفت زنده بودن را هم داشته باشد ، و چون بايد زنده باشد ، بايد به خودى خود هم زنده باشد . و چنانچه به خودى خود زنده باشد ، براى موجود ديرينه مانند خواهد بود ، و در همهء صفتها با او انباز خواهد گرديد ؛ و نيز مىبايست بر آفرينش همهء گونه‌هاى هستى و از هرگونه‌اى بر شماره‌هاى بىپايان توانا باشد ، و در ميان همهء كارهاى بىپايانى كه توانا بر آن است ، يكى هم جلوگيرى كردن موجود ديرينهء برتر از همه‌چيز ، از انجام دادن كار آفرينش است .
هامش
( 1 ) مفوضه كه از غلات شيعه‌اند و مىگويند آفرينش جهان به امامان واگذار شده است . ( 2 ) غير از مفوضه پيروان حكمت اشراق است كه مىگويند آفرينش عالم به عقل عاشر واگذار گرديده است .