فصل در اينكه خداوند برتر از همه چيز ديرينه است
موجود ديرينه آن است كه در گذشتههاى بلا آغاز بوده است ، و چون كه موجود به دو بخش است : يكى آنكه در گذشتههاى بلا آغاز بوده است ، و ديگرى كه پس از نيستى هست شده است .
بنابراين دليلى كه بودن او را ثابت مىكند نمىرساند كه هستيش بلا آغاز است و همهء اينها از نو به دليل نياز دارد ؛ و آنچه مىرساند كه او آغاز وجودى نداشته ، اين است كه سازندهء جهان از دو حال بيرون نيست ، يا در گذشتههاى بلا آغاز بوده است و يا پس از نبودنش بود شده است ، پس اگر در هستى آغاز نداشته است ، آنچه مىگوئيم درست شده است ، و چنانچه پس از نيستى هست شده باشد ، نوپديد آورده شده است ، و به پديد آورندهاى نياز دارد ، زيرا ما آشكار كرديم كه هر نو پديد شدهاى ، از آنجا كه نوپديد شده است ، به پديد آورندهاى نياز دارد ، و سخن دربارهء پديدآورندهاش به مانند گفتگو در خود آن است ، و آن هم از دو روى بيرون نيست : يا قديم است ، و يا نوپديد گرديده است ، پس اگر نو پديد آمده باشد ، سخن به ثابت كردن پديدآورندگان ، و پديد آورندهء پديدآورندگان بىپايان ، مىكشد ، و اين بنابر آنچه نخست آشكار كرديم ، نادرست مىباشد .
و يا بايد ، به سازندهاى برسد ، كه او ديرينه باشد ، و آن همان است كه ما