1 سخن در صفات است
فصل در اينكه خداوند بر همه چيز توانا است
غرض از اينكه دربارهء ذات خداوند مىگوئيم ، توانا است ، اين است كه او صفتى دارد و از آن صفت درست مىآيد كه آنچه را او داراى صفت توانائى بر آن است ، بر پارهاى از روىها ، به هستى درآورد . و اينكه گفتيم : بر پارهاى از روىها ، براى اين است كه خداى كهن برتر از هر چيز ، در گذشتههاى بلا آغاز توانا بوده است ، اما درست نبوده بلا آغاز كار انجام بدهد ، و همچنين هريك از ما مىتواند كارى را كه به نوبت دهم ، اختصاص دارد ، انجام بدهد ، و با اين همه درست نيست ، به نوبت دوم ، آن را انجام بدهد ، و به همينگونه پيش ما ، كسى كه او را از كارى جلوگيرى كردهاند ، توانا بر آن كار است ، و اگرچه با اينكه از كار پيشگيرى شده ، درست نباشد آن كار را انجام بدهد ؛ پس اگر نمىگفتيم : بر پارهاى از روىها ، هرآينه سخن ما به اين جاهائى ، كه گفتيم درهم مىشكست ، و همانا از آن رو گفتيم ، او در اين جاها توانا است ، كه براى صفتى كه دارد ، هنگامى ، پيشگيرىها بر طرف شود ، و آن وقتى كه درست باشد كار از او سرزند ، برسد ، از او برآيد كار را ايجاد نمايد ، بدون آنكه صفت ديگرى از نو برايش پديد آيد .
و كسى كه توانا نيست ، نيازمند است ، كه صفت نوى برايش پيدا شود ، و براى بودن آن صفت ، از او درست بيايد ، كار انجام بدهد و به همين ، ميان آن دو كس ،