است كه ماندنى نيستند و بنابر آنچه اگر خدا بخواهد ، در آينده ، روشن خواهم كرد كه ماندن جسم درست است .
اكنون كه ثابت گرديد ، كارهاى ما از آنرو به ما نيازمندند كه پس از نيستى هستى يافتهاند و هستى يافتن پس از نيستى در جسم نيز موجود است ، پس جسم نيز مىبايست ، به پديدآورندهاى نيازمند باشد ، و گرنه نيستى پيش از هستى برايش نخواهد بود ، همچنان كه چون جنبنده بودن جسم ، به جنبش نياز دارد ، روا نخواهد بود جسمى جنبنده باشد ، اما جنبش در آن يافت نشود ، زيرا كار بدان مىكشد كه جنبش ، به وجود آورندهء جنبنده بودن ، نباشد ، و اين روا نخواهد بود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٩