فصل در اين كه اجسام را پديدآورندهاى هست
( گفتار ) درست اين است كه نخستين شناسائى خدا باور داشتن اين است كه جسمها پديدآورندهاى دارند و اين همان شناسائى اجمالى خداوند است .
گروهى گفتند آغاز خداشناسى اين است كه او را به خودى خود توانا بدانيم ، زيرا كسى كه اين را بداند ، او را از ذاتهاى ديگر جدا مىكند .
پارهاى از ايشان گفتند نخستين شناسائى اين است ، كه بدانيم جسمها پديد آورندهاى غيرجسم دارند ، و از اين روى گفتيم : همان گفتار نخست درست است .
كه باور كردن پديدآورندهاى براى جسمها ، همان باور داشتن خداوند تعالى است ؛ زيرا جز او كسى توانا بر پديد آوردن جسم نيست ، لكن از اين سخن كوتاه ، او به تفصيل شناخته نمىشود ، مگر پس از اين كه او را به خودى خود توانا بدانيم بر آن روى كه آشكارش كرديم ؛ و كسانى كه به سوى آنچه گفتيم ( جز نخست ) رفتند و پشت به گفتار ما كردند ، از آن روى است كه دانش كوتاه پيش ايشان به چيزى وابستگى ندارد « 1 » و اين سخن پيش ما بيهوده است ؛ آيا نمىنگرى يكى از ما ده نفرى را
هامش
( 1 ) تفاوت ما بين علم اجمالى در كبراى قياس با دانش تفصيلى در نتيجهء قياس در گذشتهها توضيح داده شده است .