تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
پس هرگاه بگويند : اگر دانش اخير دانش ديگرى است ، آيا روا نخواهد بود ، كه شخص آن را انجام ندهد ؛ خواهيم گفت : او ناگزير از انجام دادن آن است ، زيرا از علم به همگى رويهم ، خواسته‌هاى بسيارى هست كه شخص را وا مىدارند ، يكايك آن‌ها را ، جداجدا ، به دست آورد ، زيرا اگر آن كار را انجام ندهد در هم شكستن آن علم همگانى به دو ، روى آورده است ؛ به همين سبب ناگزير است ، آن را انجام بدهد ، و اين بمانند آن است كه مىگوئيم : هركارى داراى عنوان ستمگرى باشد به علم ضرورى مىدانيم كه بد است ، پس هرگاه دردناك كردن كسى را دانستيم عنوان ستمكارى دارد ، براى خودمان اعتقادى درست كرده‌ايم ، كه اين دردناك كردن كار بدى است ، و اين دانشى است كه برابر با آن علم همگانى است كه گفتيمش . پس اگر بگويند : چگونه علم ضرورى در اين باره ادعا مىكنيد ، و حال آن كه اين راوندى در آن مخالفت مىكند و مىگويد : من مىپذيرم كه نمىشود جسم بدون ماهيتهاى نوعى ( معانى ) نوپديد موجود باشد و با اين گفتار جسم ديرينه است ؛ زيرا من چيزهاى نوپديدى ثابت مىكنم كه پايان ندارند ، و چيزى پيش از چيز ديگرى پديد گرديده و به آغاز نمىرسند . پس از اين كه چيزهايى را دريافت مىكنيم كه تازه هستند حدوث جسم لازم نمىآيد ؛ گفته خواهد شد : ابن راوندى گفتارهاى خودش را به يكديگر در هم شكسته است ، و مغالطهء لفظى و معنوى انجام داده است . اما مغالطهء لفظى از آنجا كرده است كه گفت : حادثه‌ها ، و اين سخن اقتضا دارد كه حوادث آغاز داشته باشند ، و چون كه گفت : بدون آغازند آنچه را پا برجا كرده بود ، همان را از ميان برداشت ، زيرا گفتن اين حوادث پايان ندارند ، تفاوت نمىكند چه در يك چيز باشد يا چيزهاى بسيار باشد ، آيا نمىبينى اگر كسى بگويد : من دربارهء گروه زنگيان ، مىگويم يكايك آنان سياهند ، و باز دربارهء گروهشان ، مىگويم سفيدند ، گفتار خودش را به يكديگر درهم شكسته است و همچنان است كه اگر يكى را به عينه بگويد ، سياه است و سفيد است .