و اما تناقضگوئى او از جهت معنى ، اين است كه گفت : جسم ديرينه است ، و اين سخن اقتضا دارد كه جسم در گذشتههاى بلا آغاز ( ازل ) وجود داشته باشد ، و همانا او گردن نهاد به اين كه جسم ، از ماهيتهاى نوعيه خالى نمىماند ، پس به همين ثابت شد كه در گذشتههاى بلا آغاز ، ماهيتهاى نوعيه بوده است ، پس با اين محاسبه ناگزير است ، از يكى از دو دعوى باز گردد ، يا بگويد جسم در گذشتههاى بلا آغاز بدون صورتهاى نوعيه بوده است ، و يا بگويد : ماهيت نوعيهء ديرينهاى در جسم وجود داشته است ، و ما هردو را با دليل باطل كرديم ، پس آنچه گفت بيهوده گرديد .
علاوهبر آن كه بودن حوادث بىپايان ، به چند دليل باطل شده است ، يكى اين كه چيزهاى نوپديد ، ناگزير ، پديد آورندهاى مىخواهند ، و درخور پديد آورندهء آنها اين است كه پيش از آنها باشد ، و حال آن كه نشدنى است چيزى بدون آغاز باشد و ديگرى پيشتر از آن موجود باشد .
ديگرى : اين است كه اگر كار بر آن گونه باشد ، كه ايشان گفتند ، مىبايست ، هيچيك از آن چيزهاى نوپديد ، به هستى درنيايند ، زيرا شرط پديد آمدن هريك از آنها اين است كه پيش از آن ، چيزهاى بىپايانى موجود شده باشند ، و اين بدانجا مىكشد كه هيچيك از آنها موجود نگردند .
آيا نمىنگرى اگر كسى بگويد : هيچ سيبى را نمىخورم مگر پس از آن كه سيب ديگرى پيش از آن خورده باشم و اگر سيبى بخورد گفتار خود را درهم شكسته است ، و هيچ جدائى ميان آن نيست كه از آينده يا از گذشته بگويد ؛ آيا نمىنگرى اگر بگويد : هيچ سيبى نخوردهام مگر آن كه پيش از آن سيب ديگرى خورده باشم معلوم مىشود دروغگوى است ، همچنان كه اگر نسبت به آينده بگويد نخواهم خورد ، او هم دروغ مىگويد .
پس اگر بگويند : گذشتهء ما جدا از آينده است ، زيرا شما حوادث بىپايان در گذشتهها را نشدنى دانستيد و حال آن كه خوشىهاى مردم بهشت و شكنجههاى مردم دوزخ را در آينده بىپايان شمرديد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٨