فصل در اين كه هرچيزى پيشتر از چيزهاى نوپديد گرديده ( محدث ) موجود نباشد ناگزير نوپديد شده خواهد بود
آشكار است : هردو چيزى كه يكى از آنها در هستى بر ديگرى پيشى نگرفته باشد ، هرمدتى از بودن يكى گذشته باشد ناگزير از مدت وجود ديگرى هم گذشته است .
آيا نمىبينى هرگاه يكى بگويد : زيد و عمرو با هم در يك زمان زاده شدهاند ، سپس بگويد ، يكى از آنها يك سال عمر دارد ، خواهيم دانست ديگرى هم يك سال عمر دارد ، و اگرچه آن را به زبان نياورده باشد ، و براى همين است كه اگر بگويد ، آنها در يك زمان زاده شدهاند ، سپس بگويد ، يكى از آنان يك سال دارد ، و ديگرى صد سال ، مىدانيم دروغى آشكار گفته است ، و چون دليل آورديم كه جسمها از ماهيات نوعيه ( معانى ) اى كه حادثند جدا نمىگردند پس بايد بدانيم ، جسم نيز حادث است .
پس اگر بگويند : آيا حدوث جسم به دانستن حدوث ماهيات نوعيه « 1 » دانسته مىشود يا به دانش ديگرى است كه از آن كسب شده است .
هامش
( 1 ) معانى