در خود جسم ، جاىگير است ، پس به اين بيهوده مىشود ، كه اگر ماهيت نوعيهاى در آن بوده و معدوم شده باشد ، مىبايست جسم پيش از آن جايگير باشد .
زيرا ماهيت نوعيه ، جز به چيزى كه جايگير باشد ، به پا نمىايستد ، و نيز مىبايست جسم ، از ماهيتهاى نوعيهء نوپديد شده تهى نگردد ، زيرا اگر ماهيت نوعيهاى كه در آن بوده است ديرينه باشد ، بنابر آنچه در گذشتهها گفتيم نيست شدنش روا نخواهد بود ، و نيز روا نمىباشد كه جسم براى وجود ماهيت نوعيهاى جايگير گردد . زيرا نخست آن ماهيت نوعيه بايد به جسم اختصاص يابد تا آن را جايگير گرداند ، و ويژگى يافتن به چيزى ، جز به حلول در آن يا به اين كه در كنار يكديگر باشند تحقق نمىپذيرد ؛ و حلول و مجاورت پديد نمىآيد جز آن كه نخست بايد آن دو چيز جايگير باشند .
و روا نخواهد بود كه جايگيرى جسم به عمل انجامدهندهاى باشد ، زيرا اگر چنين مىبود ، بايستى هنگام پديد آمدنش ، جايگير شده باشد ، زيرا ما روشن كرديم كه آنچه به انجامدهنده وابستگى دارد ، يا به وجود آوردن چيزى است ، و يا چيزهائى كه پيرو وجود آوردن باشد ، و اگر چنين باشد به نوپديد بودن جسم گردن داده شده است ، و همين را ما مىخواهيم ، و نيز مىبايست جسم در همه زمانهائى كه هست ، جايگير باشد ، و اين نيز همان است كه ما مىگوئيم .
و نيز گفتهاند : اگر جسم به عمل انجامدهندهاى جايگير گردد ، روا خواهد بود ، كه آن انجامدهنده ، صفت جايگيرى و سفيدى را با هم گرد آورده باشد ، زيرا اين دو يكديگر را از ميان نمىبرند ، و اگر اين دو را با هم يك جا فراهم كرده باشد ، و بعد سياهى بر آن روى دهد ، مىبايست انجامدهنده ، از لحاظ اين كه جسم سفيد است ، سياهى را از ميان ببرد ، و از جهت آن كه جسم جايگير است ، آن را بجاى گذارد ، و كار به اين مىكشد كه سياهى ، هم باشد ، و هم نباشد ، و اين نشدنى است ؛ و دليل نخست تكيهگاه است ، زيرا بر اين دليل اعتراضات بسيارى هست ، و كسى مىتواند بگويد : گرد آمدن بود و نبود سياهى ، هنگامى روى مىدهد ، كه درست باشد ، چيزى هردو صفت را دارا گردد ؛ اما اگر درست نباشد هردو را دارا
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٣