تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
به خودى خود از جايىبجائى بروند ، و همهء مردم اين سخن را بيهوده مىدانند . و اما فصل سوم كه چگونگىها و شروط جسم بر آنچه هست مىماند ، از اين دانسته مىشود ، كه هر صفتى در جسم نشان داده شود ، از درازى و كوتاهى و چهار - گوشه‌اى و گردى و رنگ و جز آنها ، هيچيك آنها دگرگون نمىشود و بر همان - گونه كه هست مىماند « 1 » و ما گفتيم ، ناگريز از چيزى است ، ( كه آن را دگرگون كند ) ، و اين مطالب مربوط به فصل چهارم است . درستى اين قضيه از آنجا ثابت مىشود ، كه اگر چيزى نباشد كه جسم را دگرگون كند ، جابجا شدن جسم بر اين‌كه در جاى خود بماند ، برترى نمىيابد « 2 » ، و نه آن‌كه رفتن جسم به سوئى ، بر سوىهاى ديگر برترى يابد ، و از اين‌جا دانسته مىشود كه ناگزير بايد چيزى در ميان باشد . و باز اين قضيه از آنجا ثابت مىشود ، كه جسم پيش از آن‌كه از جايى به جايى رود ، روا بود كه در جاى خود بماند ، يا به سوى ديگرى جز اين سوى جابجا شود ، و پس از آن‌كه در سويى قرار گرفت ، بايست در همين حال بماند و نشدنى است كه در نخستين سوى يا سوىهاى ديگر باشد ، و چيزهايى كه پيش از اين همگى روا بودند ، نشدنى است چنين شود كه پاره‌اى از آنها بايد باشد ، و پاره‌اى بايد نباشد ، مگر كه چيزى ( اين ضرورت را پديد آورده باشد ) . زيرا اگر چيزى در ميان نبود ، همهء كارها بر همان‌گونه كه از پيش بود ، مىماند . و چون استوار گرديد ، كه ناگزير از چيزى است ، ( بايد بنگريم چه چيزى بايد باشد كه اين ضرورت را پديد مىآورد ) . پس از اين بيرون نيست ، ( كه آنچه اين ضرورت را پديد آورده است ) ، يا به خود جسم بازگشت مىكند ، و يا به چيز ديگرى .
هامش
( 1 ) اين مطالب مفاد چيزى است كه در علم جديد اصل مسلمى وجود دارد كه هيچ متحركى به خودى خود ساكن و هيچ ساكنى متحرك نمىگردد . ( 2 ) بر طبق اصل امتناع ترجيح بدون مرجح .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 21 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى