فصل در نوپديدى « 1 » اجسام است
« سيد مرتضى » خدايش بيامرازد گفت : جسمها نوپديد آورده شدهاند ؛ زيرا بر رويدادها پيشى نگرفتهاند ؛ پس آنچه دربارهء رويدادها گفته مىشود كه نوپيدايند ، دربارهء جسمها نيز بايد گفته شود .
بدان : از اينكه مىگوئيم چيزى نوپديد آورده شده است ، قصد مىكنيم كه در گذشتههاى بلاآغاز نيست بوده ؛ و پس از آن هست گرديده است و چيزى را كه ديرينه مىناميم ، متكلمان آن را هستى بلاآغاز مىشناسند ؛ و چيزى را نوپديد نتوان دانست ، مگر براى دانستن دو چيز : يكى اينكه چيزى اكنون هست ، و ديگرى آنكه در گذشتههاى بلاآغاز نبوده است . هستى داشتن جسم را مىدانيم ، و آنچه نمىدانيم ، نيست بودنش در گذشتههاى بلاآغاز است ؛ و اين همان چيزى است كه نياز دارد برايش دليل بياوريم ؛ و ناگزير با دانستن يك چيز ، كه هستى داشتن جسم است نوپديد بودنش را نمىتوان دانست .
و كسى نمىتواند بگويد : دانستن اينكه هستى خود چيزى تازه پديد
هامش
( 1 ) حدوث
( 2 ) تجدد