خواهد داشت ، كه يكى از اين گفتارها راست باشد ؛ و در اين هنگام ، سخن دروغ براى هيچكس راست نخواهد نمود ؛ و شايد كه پيش خودآگاهى يابد ؛ بدينگونه كه خودش را از حالى به حالى گردنده ببيند ؛ و نمودارهاى بخشش ( ديگرى ) را بر خود آشكار بيابد . پس همانا برايش روشن خواهد شد ، كه بخشندهء نعمت را بايد سپاس گزارد ؛ پس از آن در نهان خود آسوده نخواهد ماند كه شايد برايش آفرينندهاى باشد كه او را از نيستى به هستى درآورده ؛ و بخششهاى گوناگون بر او كرده باشد ، و شناسائى خودش را از او خواسته باشد ؛ و روا خواهد دانست كه هرگاه او را نشناسد از سوى او سزاوار كيفر گردد . در اين هنگام از فروگزارى كردن در انديشيدن ، خواهد ترسيد ؛ و رواست كسانى كه تنها و جدا از همهء مردم آفريده شدهاند ، به همينگونه باشند . پس هرگاه چنين پنداريم ، كسى كه دور از مردم آفريده شده باشد ، و پيش خودآگاهى نيافته باشد ، ناگزير خداى او را بدينگونه خواهد آگاهانيد كه در دلش سخنى خواهد افكند ، كه آن را بشنود ، و نشانيهاى ترس را دربر داشته باشد ؛ و آنچه در دل مىافتد « 1 » رواست سخنى باشد ، و يا چيزى كه جاى سخن را در اين كه ترساننده باشد بگيرد ، بر آنگونه كه در باب « معارف » ، اگر خدا بخواهد ، آشكارش خواهيم كرد .
اكنون كه اين سخنان استوار گرديد ، بايد در كارى بنگريم كه توانائى بر آن ويژهء خداوند ديرينهء برتر از همه چيز است . زيرا كارى را كه جز او نيز بر آن توانا باشد ، نمىتوان نشان از هستى او گرفت ؛ و كارى كه توانائى بر آن ويژهء اوست ، آفريدن جسمها و چگونگىهاى « 2 » ويژه است « 3 » ؛ و همانا متكلمان ( اسلامى ) براى دو چيز از سخن گفتن در چگونگىهاى ويژه ، به گفتگو كردن در نوپديدى جسمها روى آوردند :
يكى از آن دو چيز اين است ، كه ( وجود ) جسمها آشكار است و جز سخن
هامش
( 1 ) خاطر
( 2 ) اعراض مخصوصه
( 3 ) در حاشيه استانه : كالقدره و الالوان و الروايح