كسانى يافت شوند كه از پدر و مادر بخششى به آنان نرسيده است ، بمانند آدم عليه السلام ، و فرشتگان .
علاوه بر آن كه به خود زاده شدن سزاوارى سپاسگزارى حاصل نمىشود ، و همانا به پروراندن فرزند كه از روى نيكىرسانى باشد شايستگى آن پديد مىآيد ؛
بسيارى از مردم نيز ، از وامگزارى و باز گرداندن سپرده بيرونند ، و كسى كه چيزى به او سپرده شده باشد ، هنگامى بايد آن را باز پس بدهد كه ، نخست درست - خرد گردد ، دوم بار ، سپرده را از او بخواهند ، سوم بار ، بر او است كه بايد آن را باز پس بدهد ، و حال آنكه لزوم انديشيدن پس از درست خردى و دوم بار است .
اما خوددارى كردن از كارهائى كه عقل آنها را بد مىبيند ، هرچند شخص خردمند ، بايد آن را انجام ندهد ، و ما از آن به اين دورى جستيم كه گفتيم : نخستين كار ، زيرا خوددارى كردن ، كار انجام دادن نيست ، و راه انجام يافتنش كار نكردن است .
اما چيزهائى كه به حكم شرع بايد انجام داده شود ، هنگامى شخص بايد آنها را انجام بدهد كه نخست خدا را شناخته باشد . پس از آن آنچه را پيمبران آوردهاند دانسته باشد ، و همه اينها پس از نخستين بار تكليف است .
سيد مرتضى ، در كتاب ذخيره از اراده كردن انديشه ، به اين دورى جسته است كه گفت : نخستين كارى كه آهنگ مىشود ، زيرا اراده كردن قصد نمىشود ، و حال آنكه انديشيدن مورد قصد قرار مىگيرد ، پس اعتراضى بر اينكه « نخست بايد انديشيد » وارد نيست .
سيد مرتضى خدايش بيامرزاد ، در بسيارى از درسهايش يادآورى كرده است كه نيازى به اين سخن نمىباشد . و پيش من نيز همين درستتر است ؛ زيرا كسى كه بدانچه مىكند آگاه است ، هنگامى كه براى رسيدن به هدفى كه ويژهء اوست كار خودش را انجام مىدهد ، و به خواست خودش واگذار شده است ، ناگزير ارادهكننده خواهد بود ، پس تكليف كردن ، اين اراده را فرانمىگيرد ، و اين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٩