تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 106

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ١٠٦
كشف المحجوب هجويرى و كتب ديگر مىتوان ديد . مجسمه كسانى هستند كه خدا را متحد با اجسام مىدانند ، و در مورد سلب اتحاد خواهد آمد دليل بر بطلان هر دو عقيده اين است ، كه گذشت ، خداوند نه جسم است ، و نه حالت جسم است ؛ زيرا هرچيزى دستخوش دگرگونىها باشد ، وجودش ، بلاآغاز و واجب بالذات نخواهد بود . عقيدهء دوم نيز از اين رو باطل است ، كه اندازه و شكل گرفتن و محدوديت وجودى يافتن نيز ، با وجوب وجود منافات دارد ، و همهء اين افكار از ريشه‌هاى اساطيرى و خرافات كودكانهء دوران ابتدائى بشر به جاى مانده است .

نهم - سلب اتحاد و تجسم از خداوند

عقيدهء ديگرى كه مشابه با حلول است ، و گفته شد معتقلان به اتحاد ، همان مجسمه‌اند ، كه خداوند را جسم نمىدانند ، و بر آنند كه او خودش را در شكل اجسام ، نمايان مىكند و با پاره‌اى از بندگانش ، متحد مىشود . آنان مىگويند ، خداوند براى هر كه بخواهد ، و به هر گونه بخواهد ، و در عدالت او باشد ، خودش را مىنماياند ؛ زيرا خودش را به گونه‌اى مىبيند كه آفريدگانش او را بدان گونه نمىشناسند . بنابراين روا نيست خودش را جز براى كسانى كه او را مىشناسند ، بنماياند ، تا آنان به او خو گيرند . « 1 » بنابر همين عقيده ، گروهى از مسيحيان خدا را با مسيح متحد مىدانستند ، و پاره‌اى از شيعه كه مرتبهء امامان را از آنچه هستند بالاتر بردند ، گفتند وجود لاهوتى خداوند ، با جنبهء ناسوتى على يكى شد ، و پاره‌اى از گروه نصيريه ، گفتند خداوند با على يكى شد . ابو الخطاب از غلاة شيعه ، مىگويد خداوند ديدنى نيست ، اما در هر زمانى خودش را در شكلى مجسم مىكند ، و در دوران امام صادق خداوند خودش را در شكل او مجسم گردانيد ، و جانشين ابو الخطاب نيز همين عقيده را داشت . « 2 » نصيريه نيز مىگويند ، آشكار شدن موجود روحانى در شكل موجود جسمانى قابل انكار نيست ، آنچنان كه جبرئيل به راه خير ، در شكل انسانهائى مجسم گرديد ، و شيطان از راه شر مجسم شد و به همين ملاحظه ما مىگوئيم خداوند ، در شكل يكايك امامان مجسم گرديد ، و به زبان آنان سخن گفت و از همين روى ما آنان را خدا
هامش
( 1 ) المقالات و الفرق سعد بن عبد اللّه اشعرى قمى ص 62 . ( 2 ) ملل و نحل شهرستانى ص 300 و 301 .