و آيههاى ديگر .
احمد بن حنبل ، در اين باب مىگويد ، ما مىدانيم ، خداوند ، بر فراز عرش است ، اما چگونگى آن را نمىدانيم ، و به خود او واگذار مىكنيم . « 1 » و پيش از اين قسمتى ازين گونه مطالب گذشت .
دليل اجمالى ، كه براى در سوى نبودن و جا نداشتن خداوند آورده شده ، اين است ، كه هر چيزى در جاى باشد ، و فضائى را پر كند ، بايد در آن بيارامد و بجنبد ، و پارههايش فراز هم آيند و از هم دور شوند ، و از اين روىدادها ، دور نخواهد ماند ؛ و اين تغيير حالات ، براى تأثراتى است ، كه از سوى مؤثر ديگرى بر جسم ، فرود مىآيد و دگرگونىهائى است ، كه موجوديت آن را متزلزل و ناپايدار مىگرداند . « 2 »
هفتم - از صفات سلبيه سلب لذت و الم است
به دنبال جسم نبودن خداوند ، صفت ديگر از صفات سلبيهاش اين است ، كه لذت بردن و دردناك شدن ، برايش يافتنشدنى است ؛ پس هيچچيز خوشآيند يا ناخوشآيند او نمىباشد .
براى ثابت كردن اين مدعا ، به توضيح دادن چند چيز نياز حاصل است :
( الف ) تعريف لذت و الم ( ب ) اقسام لذت و الم ( ج ) دليل نفى و انكار آن ( د ) تفسيرى كه در اين باره شده است .
الف - تعريف لذت : يكى از حالتها و كيفياتى است ، كه به موجود زنده دست مىدهد ، و اين حالت از پيدا شدن كيفيت نوى سازوار با بدن ، يا وضع تازهاى متناسب با آن است ؛ و از ادراك كردن پيدا شدن چنين وضع و حالت متناسب و سازوارى پديد مىآيد .
الم به عكس لذت است ؛ زيرا كيفيتى است كه از ادراك كردن برخورد نمودن تغييرى در وضع كه نامتناسب با بدن باشد ، يا كيفيتى ناسازوار ، با آن است ، سر مىزند .
توضيح مطلب اين است ، كه هرموجود زندهاى به مقتضاى تركيب و ساختمان حياتى و بدنى ، كه مخصوص به نوع معين ، يا فردى از آن نوع است ، و يا به
هامش
( 1 ) شرح مواقف ص 573 .
( 2 ) كشف المراد ص 180 .