به مانند شمش سفيد . و قامتش هفت شبر ( يعنى هفت وجب ) ، از وجبهاى خود او است .
5 - افراطيان از گروه مجسمه او را به شكل مرد جوانى شمردند ، كه هنوز صورتش موى بيرون نياورده است ، و مغيرة بن سعيد عجلى او را به شكل مردى عقيده داشت ، كه تاجى از نور بر سر دارد ، و دلش چشمهء حكمت است ، و اندامهايش در شكل حروف هجائى است .
6 - گروه ديگر گفتند موى سرش كوتاه است ، و سياه و سفيد و پيچيده است و عقايد ديگرى هست ، كه در مورد نفى رؤيت ، و نفى مكان ذكر خواهد شد ، و پارهاى از گروه حنبليه از آن جملهاند .
بيشتر اين گروهها داراى افكار اساطيرى و حشوى مسلكى بودند ، و از اين جهت خداوند را به شكل انسان مىپنداشتند ، كه در ظاهر كلمات و پارهاى آيات قرآنى و روايات بدين گونه وصف شده است و چون چيزى جز مفاهيم حسى برايشان قابل درك نبود ، به اين گونه آيات و روايات ، استناد مىجستند .
و از جمله به اين روايت است : خلق آدم على صورة الرحمن . يعنى آدم به شكل خداوند آفريده شد ، و در حديث ديگر است : لا يزال جهنم يقول هل من مزيد ، حتى يضع رب العرش ، قدمه ، فتقول قط قط و عزتك « 1 » يعنى جهنم هميشه فرياد مىزند ، آيا كسانى بيشتر هستند . تا آن كه پروردگار عرش پا در آن گذارد ، آنگاه جهنم خواهد گفت ، به بزرگى تو سوگند ، هرگز ، هرگز .
گرچه ياوه بودن همهء اين عقايد ، نياز به استدلال ندارد ، و آشكارتر از هرچيزى است و از هر جهت خرافى بودن آنها براى همهكس روشن است ، اما براى تذكر بايد گفت ، همهء اين عقايد ، به اين دليل باطل است ، كه ( اولا ) هرجسمى مشتمل بر جزءهائى مىباشد . ( ثانيا ) نيازمند به مكان خواهد بود . ( ثالثا ) دستخوش حوادث و دگرگونىها بايد باشد . ( رابعا ) نيازمند به وجود نيروئى شكلدهنده ، و سازندهاش خواهد بود . ( خامسا ) نيروهايى مؤثر در گرم شدن و سرد شدن دائما حجم او را تغيير خواهند داد ، تندرستى و بيمارى بر او روى خواهد آورد ، و همهء اينها با وجوب و استقلال و بىنيازى وجود ، منافى مىباشند .
هامش
( 1 ) شرح مواقف ايجى ص 573 . المقالات و الفرق سعد بن عبد اللّه قمى ص 62 . شرح باب حادى عشر ص 22 .