مىگويند ، اگر آفريدگار دانائى هست ، پس چرا چيزهاى آزاردهنده را مىآفريند ؟
و چرا دردها را به وجود مىآورد ؟ ما در برابر آنها پاسخ مىدهيم ، چون ثابت شد آفريدگار جهان ، كار استوار ، انجام مىدهد ، و او كه برتر از همه چيز است ، مىدانيم آفريدن اينها براى روئى از استواركارى او است ؛ هرچند ، سودى را كه در آن هست نشناسيم . و به كسانى كه مىپرسند چرا در پارهاى از آيههاى قرآن پوشيده سخن گفته شده است ، همين را پاسخ مىگوئيم . و چنانچه دشوارى دراز سخن گفتن را ، بر خود هموار كنيم ، براى پشتيبانى كردن و نيرومند گردانيدن سخنمان است ؛ و گرنه همين اندازه كه گفتيم ، براى از ميان بردن بهانهها ، بس است .
اكنون كه اين سخنان استوار گرديد ، و كسى را كه به او تكليف روى آورده ، مىيابيم تكليفى كه داشت ، همچنان بر او پايدار است ، پس مىدانيم پوشيده زيستن امام ، براى چيزى است ، كه به خود مردم بازگشت مىكند ؛ زيرا اگر به خود آنان بازگشت نكند ، تكليف دادن به آنان خوب نخواهد بود ؛ و نبايد خود آن چيزهائى را كه به ما بازگشت مىكند ، بشناسيم ؛ آنچنان كه هركس در يكى از شرطهاى انديشيدن كوتاهى كند ، و به آنچه بايد آگاه گردد ، تا خدا را بشناسد آگاه نگردد ، به او مىگوئيم خودت ، در يكى از شرطهاى انديشيدن كوتاهى كردهاى ، و نياز دارى ، هميشه به آن شرط باز گردى ، تا آن را به دست آورى ، و به هستى خداوند پى ببرى .
و كسى كه امام برايش آشكار نمىشود ، به همين گونه سزاوار است به خودش بازگردد ، و رفتار خودش را ، درست و نيكو گرداند ، تا پس از آن كه خداوند برتر از همه چيز ، دانست ، در آنچه مىخواهد ، و براى يارى كردن امام مىانديشد ، راستگو مىباشد ، و دگرگونى برايش پيش نمىآيد ، امام براى او آشكار خواهد شد .
و در اينباره گفتهاند ، مىشود از گزارشات كسى آشكار باشد ، كه اگر امام خودش را به او بنماياند ، به اندازهاى شگفت مىآيد ، كه اين آگهى را به ديگران و دوستان و برادرانش مىرساند ، و شايد كار بدان بكشد ، كه اين آگهى پراكنده شود ، و كار خودش به تباهى بكشد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 911
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٩١١