كنند در چيزهائى كه نخست ريشه و پايهء امام بودن دانستيم ، سخن گفتهاند ، و پس از آن به شاخه رسيدهاند .
و گفتگو با گروه زيديه ، در همين چيزهائى است كه آن را پايه و ريشه دانستيم ؛ زيرا آنان نمىگويند ، بىگمان مىدانيم ، زيد از بيراهه رفتن ، و پوشيده ماندن كارى بر او ، بازداشته شده است ؛ و نيز نمىگويند ، امام بايد اين شرط را داشته باشد . و كسانى كه در اين دوران خود را ، بر اين وادار كردهاند ، كه بگويند ، او از بيراهه رفتن بازداشته شده بود ، با آنچه همهء مردم ، بر آن گرد آمدهاند ، ناسازگارى كرده است ؛ و با اين همه سخنش بيهوده است ؛ زيرا او نمىگويد ، سخن آشكارى دربارهء امام بودن او رسيده است ، و نه آن كه مىگويد ، معجزى از او سر زده است . و گسترش دادن سخن دربارهء يكايك اين گروهها را ، در كتاب تلخيص الشافى ، آوردهايم ، و هرچه در اينباره گفتنى است ، آنجا گفتهايم . پس در اين جا با دوباره گفتنش سخن - درازى نمىكنيم .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 909
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٩٠٩