تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
على را براى ما مولى گردانيد ، آنچنان كه خود پيمبر براى ما مولى مىباشد ؛ و نگفت هركس مولاى من است ، مولاى على هم هست ؛ و مولى كسى است ، كه يارى كردن ديگرى را به گردن بگيرد ، نه آن كسى كه ديگرى يارى كردنش را به گردن بگيرد ، پس چيزى به جاى نمىماند ، مگر گفته شود ، معنى خبر ، اين است : هركس من شايسته‌تر از ديگرانم ، كه او مرا يارى كند ، پس على هم شايسته‌تر از ديگران است ، كه او را يارى كند ، و اين معنى بدان بازگشت مىكند ، كه از لفظ مولى در اين خبر فزونى داشتن امير مؤمنان ، بر ديگران از اين جهت خواسته شده باشد كه از آنچه مؤمنان يكديگر را ، بايد يارى كنند ، سزاوار بودن او براى يارى كردنش از اندازهء همه بيشتر است . و اين فزونى جز براى كسى كه به مانند پيمبر و امام ، بايد فرمانهايش را ببرند ، يافت نخواهد شد . راه ديگر اين است ، كه لفظ مولى به همهء معناهائى كه مىشود برد ، برده شود ، مگر آن معنائى كه دليل آن را بيرون كند ؛ و چون دانسته شد ، همه گونه مولى بودن ، اين است كه بايد فرمانش را ببرند ، و از همه شايسته‌تر به سرپرستى كردن باشد ، پس بايد پيمبر ، همين معنى را خواسته باشد ؛ زيرا همهء آن معناها زير اين لفظ هستند . و نيز بنابر آنچه از ياران پيمبر رسيده است ، همهء آنان از اين خبر ، امام بودن على را دريافت كردند ، تا آنجا كه شعرها سرودند ؛ مانند حسان بن ثابت ، و قيس بن سعد بن عباده - خداوند از آنان خوشنود بادا - و گفتار عمر كه پيش از اين گذشت . و اين سخنان جز درخور اين نيست ، كه چنانچه پيش گفتيم ، امام بودن او را فهميده باشند ؛ و از هيچ‌كس شنيده نشده است ، كه سخن اين گويندگان را نادرست گفته باشند ؛ و پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - جائى بود كه همهء اين سخنان ديده و شنيده مىشد ؛ و آن سخنان را نادرست نشمرد ، و نگفت ، من امام بودنش را نخواسته‌ام ؛ پس همهء اينها مىرساند پيمبر امام بودنش را كه گفتيم خواسته است . دليل ديگر كه نيز امام بودن او را مىرساند ، سخن پيمبر است - درود خداوند بر او و خاندانش بادا - كه گفت : « انت منى بمنزله هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى »
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 888 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى