لكن هرگاه ، بنابراين روش بپرسند ، پاسخ اين است ، كه روا نيست لفظ « مولى » را به معنائى برد ، كه در زبان عرب ، به آن معنى نمىآيد . و به هيچ روئى از از روىها ، در گونههاى معنى كلمهء « مولى » به شمار نمىآيد . و مردم زباندان ، اين معنى را هيچ نمىشناسند ؛ زيرا آنان هركسى يارى كردن ديگرى را در عهده گرفته باشد ، او را مولاى آن ديگرى مىنامند ، و به پوشيده و آشكار كسى هيچ نمىنگرند ، و مؤمنان به همين گونه ، ياور يكديگرند ؛ پس آن معنى كه گفتند ، هيچ شناخته نشده است .
پس اگر بگويند : اين لفظ ، هرچند برابر با آنچه در زبان هست ، به اين معنى برده نمىشود ، اما رواست از لفظ گونهء ويژهاى از دوست داشتن يكديگر ، خواسته شده باشد ؛ زيرا پيمبر چون آن گونه دوست دادشتنش را كه براى خودش پابرجا كرد ، براى او نيز همان گونه دوست داشتن را پابرجا نمود .
خواهيم گفت : اين سخن به آنچه همهء مسلمانان ، بر آن گرد آمدهاند ، از درستى مىافتد ؛ زيرا هركس روا بداند ، خبرى از پيمبر برسد ، و امام بودن كسى از آن خواسته شده باشد ، بدون شك مىگويد ، از اين خبر امام بودن على خواسته شده است ، نه چيز ديگرى جز آن ، و معنى ديگرى را روا نمىداند ؛ زيرا هركس ، با رسيدن سخنى آشكار ، از پيمبر ، دربارهء امام بودن كسى ناسازگار است ، از هيچ خبرى روا نمىداند ، اين معنى به دست آيد ؛ و كسى كه آن را روا بداند ، بدون شك مىگويد از اين خبر ، شناساندن امام خواسته شده است . و روا دانستن رسيدن خبرى ، براى شناساندن امام ، و گفتن اين كه شايد مولى در اين خبر به معنى امام نباشد ، بيرون رفتن از سخنى است ، كه همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند .
و كسى كه مىگويد ، اين پايگاه از امام بودن بالاتر است ، سخنش نادرست است ؛ زيرا امام بودن ، آشكار و نهان ، هردو را فرا مىگيرد ؛ براى اين كه پيش ما ، امام بايد از بيراهه رفتن در انديشه و رفتار پوشيده و آشكار ، نگهدارى شده باشد .
و براى نادرست بودن اين كه لفظ « مولى » دوست داشتن را چه در پوشيده و چه آشكار برساند ، بسا گفته باشند ، پيمبر - درود خداوند بر او و خاندانش بادا -
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 887
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٨٧