مىشود ، هرچند در دست گرفتن كارگردانىها به اين بستگى دارد ، كه پس از مرگ واگذارندهء فرماندهى انجام گردد .
پاسخ دوم اين است ، كه آنچه از خبر آشكار است ، در جاى پيمبر بودن على را در همان هنگام ، و در روزگاران پس از آن ، فراهم مىكند ؛ و چون همهء مسلمانان بر اين گرد آمدهاند ، كه با بودن پيمبر ، در همان هنگام كسى امام نيست ، پس ثابت مىشود ، كه پس از درگذشتن پيمبر ، بىدرنگ امير مؤمنان امام مىباشد .
و كسى نمىتواند بگويد ، شما چرا اين خبر را به زمان پس از عثمان نمىبريد ؛ زيرا هرگاه روا باشد ، امام بودن او به پارهاى از زمان ، ويژگى داده شود ، روا خواهد بود ، بيشتر از آن اندازه ويژگى يابد .
نادرستى اين سخن از آن روى است ، كه چون همهء مسلمانان ، بر جز اين سخن گرد آمدهاند ، چنين گفتارى از كار مىافتد ؛ زيرا هيچكس پيشوا بودن على را پس از عثمان از اين خبر ثابت نمىكند ؛ زيرا مسلمانانى كه جز شيعه مىباشند ، امام بودن على پس از عثمان را ، به برگزيدن مردم ثابت مىكنند .
راه ديگر براى ثابت كردن ، از اين خبر كه على پس از پيمبر ، بىدرنگ امام گرديد ، اين است ، كه چون گونههاى مولى بودن را يادآور شديم ، و همه را به جز معنى شايستهتر بودن به فرماندهى ، و اين كه بايد فرمانش را ببرند ، همه را نادرست شمرديم ، پس آنچه مىخواهيم بگوئيم ثابت گرديد .
و همانا دانستيم ، از كلمهء مولى ، در اين خبر كسى كه بنده آزاد كرده ، يا آزاد شدهء او خواسته نشده است ، و هم سوگند ، و همسايه ، و داماد ، و راهنما ، و جانشين ، هيچيك از اينها خواسته نشده است ؛ زيرا آشكار است ، كه هيچيك اينها خواسته نشده است ؛ و نيازى ندارد ، بر نادرست بودنش دليل بياوريم .
و روا نيست پسر عمو از آن خواسته شده باشد ؛ زيرا پسر عمو بودنش ، براى همه آشكار است ، و سودى ندارد ، كه مردم را بر آن آگاه گرداند ، و همهء آنان را يك جا گرد آورد ، تا بدانند على پسر عموى او است . و نيز روا نيست ، به معنى يارى كردن يكديگر در كارهاى دينى باشد ، يا براى اين باشد كه بياگاهاند بندهاى را كه آزاد
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 885
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٨٥