تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
پس اگر بپرسند ، از كجا مىتوانيد بگوئيد ، در همهء كارها بايد از او فرمانبردارى كرد ، و چگونه دانستيد ، همهء مردم بايد فرمان او را ببرند ؟ خواهيم گفت : چون پيمبر فرمان داد هرگونه رفتارى را مردم با خودش - درود بر او بادا - بايد بكنند ، با امير مؤمنان نيز بايد همان را به جا آورند . و چون در همهء كارها بايد فرمان پيمبر را ببرند ، و همهء آفريدگان ، بايد او را فرمانبردارى كنند ، براى امير مؤمنان نيز بايد به همان گونه باشد ، و درستى اين گفتار ، از آوردن جملهء دوم دنبال جملهء نخست ، به دست مىآيد ؛ چنان كه پيش از اين گفتيم . و نيز كسى را كه پيمبر ، در خم غدير گفت ، بايد فرمانش را ببرند ، در آنچه پيمبر فرمان داد ، بايد از او فرمانبردارى كنند ، و شايستگى به دست گرفتن سرپرستى كردن او همگانى است ، و همهء كارها و همهء مردم را فرا مىگيرد . پس اگر بگويند ، اين كه پيمبر - بر او درود بادا - گفت : « فمن كنت مولاه » ( يعنى هركسى كه من شايسته‌تر به فرماندهى او هستم ) آنچه از اين سخن آشكار است ، چنين فراهم مىكند ، كه در همان هنگام امير مؤمنان در جايگاه پيمبر باشد . و چنين چيزى در خور پيشوا بودن نيست ؛ زيرا بنابر آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، پس از مرگ پيمبر ، مسلمانان بايد ، پيشوا داشته باشند . خواهيم گفت : دو پاسخ براى اين پرسش هست : يكى اين كه خبر غدير ، چنين فراهم مىكند كه بايد در همان هنگام ، مردم بايد فرمان امير مؤمنان را ببرند ؛ اما او براى اين نبايد به كارها فرمان بدهد ، كه بودن پيمبر ، به مانند چيزى است ، كه از فرمان دادن او به كارها ، و بازداشتن از آن جلوگيرى مىكند . و پس از آن كه مانع از ميان برداشته شود ، براى او روا مىگردد ، كه به كارها فرمان بدهد ، يا از آن بازدارد . آنچنان كه هركس به ديگرى وصيت كند ، پس از مرگش در آنچه به او وابستگى دارد ، كارگردانى كند ، در همان هنگام كه به او سفارش مىكند ، شايستگى كارگردانى كردن در آن را دارد ، هرچند كارگردانى كردن او به اين بستگى دارد ، كه پس از مرگ سفارش‌دهنده از او سر بزند . و كسى كه پيمان فرماندهى كردن بر مردم را به ديگرى واگذار مىكند ، در همان هنگام سزاوار در دست گرفتن فرماندهى