تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
سرپرستى كردن آنان از او شايسته‌تر نيست . و كسى نمىتواند بگويد ، كلمهء « اولى » ناگزير بايد به كارى نسبت داده شود ، تا از نسبت دادن به آن به دست آيد كه او به سرپرستى كردن آنان در آن كار شايسته‌تر از ديگران است . مانند اين كه به سرپرستى كردن ، و بزرگ شمردن و دوست داشتن اوليت داده شود ؛ پس از كجا مىشود ، بنابر آنچه شما مىگوئيد ، از كلمهء « اولى » خواسته شده باشد ، كه در فرمانبردارى كردن گروه مسلمانان از او و سرپرستى كردن او در كارهاى آنان شايسته‌تر از ديگران باشد . چنين چيزى از اين روى گفتى نيست ، كه هركس بگويد ، فلانى به آن كار « اولى » است ، از اين سخن ويژگى داشتن او به سرپرستى كردن در آن كار و فرمان دادن به آن آشكار مىشود ، بويژه هرگاه گفته شود در آن كار از خودشان « اولى » مىباشد . و هرچند با آشكار گفتن سخن و نسبت دادن به چيزى شايستگى يافتن به كار ويژه‌اى ، روا مىباشد . اما با رها گذاردن سخن ، جز آنچه ما گفتيم روا نمىباشد . و نيز آنچه از گفتار پيمبر ، آشكار مىشود ، اين را فراهم مىكند ، كه امير مؤمنان - درود خداوند بر او بادا - در كارهائى كه پيمبر ، براى آنها شايستگى بيشتر داشت ، با ما انجام بدهد ، او نيز به انجام دادن همان كارها با ما شايسته‌تر مىباشد . و چون پيمبر - درود بر او بادا - شايسته‌تر بود ، سرپرستى و كارگردانى ما را به دست گيرد ، و ما بايد فرمان او را ببريم ، از دنبال آوردن سخن ، و چيزى كه اين گفتار از آن برمىخيزد و بيرون مىآيد ، بر مىآيد ، كه امير مؤمنان نيز بايد در همان كارها شايسته‌تر از ديگران باشد . و نيز هر گاه كسى بگويد ، فلان و فلان ، در كالائى با من انباز هستند ، و آن را نام ببرد ، و خود آن كالا را نشان بدهد ، و پس از آن بگويد ، من با هركس در آن انباز باشم ، زيد نيز در آن انباز است ؛ از آنچه اين سخن آشكارش مىكند ، بر مىآيد ، كه زيد در همان كالائى كه پيش از اين نام برد ، با او انباز است . و چنانچه چيز ديگرى جز آن را آهنگ كند ، سخنى پيچيده و دريافت‌نشدنى مىگويد ، و شنوندگان را به نابينا ماندن در كار وامىدارد .