اما براى سخنى كه در خبر غدير ، مقدمه آورده شده است سود درستى هست ، هرچند سخنى كه دور از آن مقدمه است ، دنبال آورده باشد . پس گوئى چنين گفته است : على را دوست بداريد ، و چنين و چنان بكنيد ؛ زيرا پس از پابرجا كردن اين كه بايد از خود پيمبر ، فرمانبردارى كنند ، به كارهائى كه بايد برابر گفتار او رفتار نمايند فرمان داد . و چنين سودى ، در آن نمونهاى كه شما گفتيد ، وجود ندارد .
اين سخن از آن روى ناگفتنى است ، كه هرگاه ما بينديشيم ، براى مقدمه در مثالى كه يادآور شديم ، سودى هست ، و ميان آنچه نخست ، آورده شده است ، با سخن ديگرى كه به آن پيوسته مىگرداند ، وابستگى وجود دارد ، بدين گونه كه روى به گروهى كند و به آنان بگويد ، دو ستم زيد ، كه فلان بندهام را از او خريدم آيا مىشناسيد و صفتهاى آن بنده را يك به يك بشمارد و يادآور شود كه شما را بر خريدش ، گواه گرفتم . و پس از آن بىدرنگ بگويد گواه باشيد ، بندهام را به او بخشيدم ، روا نيست از گفتن كلمهء بندهام كه بار دوم آن را گفت ، جز همان بندهاى را كه بار اول آهنگ كرده است ، ديگرى را بخواهد ؛ هرچند اگر همان بندهء نخست را آهنگ نكرده باشد ، مقدمهاى كه پيش از آن آورده است ، سودى داشته باشد ، و پارهاى از سخنش به پارهء ديگر وابستگى داشته باشد .
زيرا مىشود ، از بندهاى كه بار نخست ، پيش از اين ياد كرد ، شناساندن دوستش را بخواهد ، و وابستگى ميان دو سخنش ، از اين روى يافت شود ، كه بگويد چون شما براى ما ، به چنين چيزى گواهى مىدهيد ، به چنان چيز ديگرى نيز گواهى بدهيد .
و اگر آنچه را ما انديشيديم ، آشكار كند ، و پس از مقدمهاى كه يادآور مىشود ، بگويد گواه باشيد ، من فلان بندهء ديگرم را كه جز آن بندهء نامبردهء پيش از اين است به او بخشيدم ، سخن خوبى مىگويد ، و گفتن چنين سخنى روا مىباشد . و خوبى سخنش براى چيزى است ، كه يادآور شديم ، او آشكار مىگويد ، بندهء نخست به جز بندهء دوم است .
پس از اين سخنان برآمد ، كه با آشكار گفتن اين كه دومى به جز نخستين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 881
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٨١