و نيز مىگويد ، پسر عمو را براى اين مولى مىنامند ، كه عموزادگان خود را نگهدارى مىكند ، و آنچه پس از مرگش از او به جاى ماند ، بر دارائى خود مىافزايد پس او به انجام دادن اين كارها شايستهتر از ديگران است . و همسايه را براى اين « مولى » مىنامند كه از مردم دور از هم ، شايستهترند در كنار يكديگر باشند ، و يك جا زندگى كنند .
و همپيمان و همسوگند را از اين روى « مولى » مىنامند كه هريك از آنان از كسانى كه پيمان ميانشان نيست ، شايستهتر است همپيمان خود را يارى بدهد ؛ و كسى كه بندهاى را آزاد كند « مولى » مىگويند ؛ زيرا او شايستهتر از ديگران است ، كه آنچه پس از مرگش ، به جاى مانده باشد ، براى خود ببرد . يا چنانچه گناهى از او سر زد ، كه زيانى براى ديگرى پديد آورد ، او شايستهتر است ، بپذيرد كه تاوان آن را بپردازد . و بندهاى را كه آزاد كردهاند ، نيز « مولى » مىگويند ؛ زيرا او شايستهتر از ديگران است ، كه آزادكنندهاش ، او را يارى بدهد . پس در همهء اين جاها شايستهتر بودن به نظر آورده شده است .
پس از آن كه ثابت شد ، « مولى » در همه جا ، به معنى شايستهتر است ، اكنون دليل بر اين كه از كلمهء « مولى » در اين خبر همين شايستهتر خواسته شده است ، نه چيز ديگرى جز آن ، همان است كه پيش از اين گفتيم : پيمبر - درود بر او بادا - پارهاى از سخن را پيشتر گفت ، و پس از آن پارهء ديگرى به دنبالش آورد ، كه مىشود به پارهء نخست بازگشت كند ، يا به آن بازگشت نكند ؛ پس اگر از پارهء دوم همان كه نخست بود خواسته نشده باشد ، او سخنى پيچيده و دريافتنشدنى گفته است ، و آن را در جاى خود نياورده است . و چنين كارى براى او انجامنيافتنى مىباشد .
آيا نمىبينى اگر كسى به گروهى روى كند و بگويد ، آيا شما بندهء مرا كه نامش اين است نمىشناسيد ؟ و سخنى بگويد ، كه يكى از همهء بندگانش را ، براى آنان شناسا گرداند ، و پس از آن كه آنان بگويند ، آرى . آنگاه بگويد ، بدانيد بندهام آزاد است ؛ پس روا نخواهد بود ، از اين كه مىگويد ، بدانيد بندهام آزاد است ، بنده ديگرى را جز آن كس كه پيش از آن براى شناساندنش سخن گفت ، خواسته
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 879
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٧٩