تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
كدام قلبى است كه در قتل او نشكند و يا كدام سينه‌اى است كه در ماتم او ننالد و يا كدام گوشى است كه خبر اين شكاف افتاده در اسلام را بشنود و كر نشود .

در مدينهء منوره

وضعيت اهل بيت هنگام ورود به مدينه

شيخ ابن نما در توصيف وضعيت آن بزرگواران مىنويسد : آن گاه امام زين العابدين ( ع ) و گروهى ديگر وارد خانهء پيامبر ( ص ) شدند و ديدند كه خانه ، ويرانه و خالى از سكنه با اندوه خود خلوت كرده است . در قضاى فرود آمده فرو رفته است ؛ و خطرهاى سهمناك بر آن هجوم آورده‌اند . عذابهاى مرگ بر آن مشرف گشته و سپاه مصايب در آن اردو زده است ؛ و به خاطر از دست دادن بزرگان ، عرصه‌اى وحشتناك دارد . . . . كنار خانهء پيامبر خدا ، محمد ( ص ) ايستادم ؛ و ديدم كه عرصه‌هايش ويران گشته است ؛ ديگر قارىاى در آن قرآن تلاوت نمىكند ؛ و نماز و روزه‌اش تعطيل گشته است ؛ آن خانه پناهگاه علوم و سپر خطرها بود ؛ و جوايزش بر سر آزاد شدگان فرو مىباريد ؛ از بزرگان خاندان هاشم تهى گشته ؛ و پس از حسين ( ع ) پراكندگىاش گرد نيامده است ؛ اى چشمان من ! در قتل سبط پيامبر بگرييد ؛ اشك سوز و گدازم در فقدان او پايان نمىپذيرد ؛ اى جگرم ! تا كى بايد بر آزار شكيبا بود ؛ آيا گاه آن فرا نرسيده است كه از آه و اندوه بىنياز شود . « 1 » سيّد محمّد بن ابىطالب كركى گويد : هنگامى كه چشمش بر منزلهاى دوستانى افتاد
هامش
( 1 ) . مثير الاحزان ، ص 114 .