با يك كرسى بيرون آمد و آن را گذاشت تا امام بنشيند . حضرت بىاختيار اشك مىريخت و صداى شيون و زارى مردم بلند شد . زنان و كنيزان نوحه سر مىدادند و مردم از همه سو به او تسليت مىگفتند . جايگاه يكپارچه شيون شد . امام سجاد ( ع ) با دست اشاره كرد و از مردم خواست كه ساكت باشند . مردم بلافاصله ساكت شدند و حضرت خطاب به آنان چنين فرمود : « 1 »
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ،
سپاس خدايى را كه پروردگار عالميان است ، خدايى كه دور است و در آسمانها جاى اوست و نزديك است و نجواها را مىشنود . او را مىستايم بر فجايع بزرگ روزگار و دردناكترين مصايب ؛ مصايبى كه اشكها را جارى مىسازد ؛ سينهها را تنگ مىگرداند و بر آنها سنگينى مىكند و جان مردم را مىستاند . اى مردم ! خداى بزرگ ما را به مصيبتهايى بزرگ گرفتار ساخت و در اسلام شكافى بزرگ افتاد . ابا عبدالله ( ع ) و خاندانش كشته شدند و زن و فرزندش به اسارت رفتند و سرش را برسر نيزه ميان شهرها گرداندند . آيا كدامين ماتم به پاى اين ماتم مىرسد ؟
اى مردم ! كدام يك از شما پس از كشته شدن حسين ( ع ) مىتواند شادمانى كند ؟ يا كدامين چشمى مىتواند از ريختن اشك خوددارى ورزد ؟ آسمانهاى هفتگانه ، امواج درياها ، ستونهاى آسمان ، جاى جاى اين زمين پهناور ، شاخههاى درختان ، ماهيان تهِ دريا ، فرشتگان نزديك خدا و همه اهل آسمانها بر او گريستند . كدام قلبى است كه در قتل او نشكند ، يا كدام سينهاى است كه در ماتم او ننالد ، يا كدام گوشى است كه خبر اين شكاف افتاده در اسلام را بشنود و كر نشود ؟
اى مردم ! مارا از شهرها راندند و در بيابانها آواره كردند ، چنان كه گويى ما فرزندان ترك و كابليم ، بىآنكه جرمى مرتكب شده باشيم و يا كارى زشت از ما سر زده باشد ، و
هامش
( 1 ) . ابن نما گويد : پس به در چادر بازگشتم و ديدم كه امام ( ع ) بيرون آمده و دستمالى به دست دارد و اشكش را با آن پاك مىكند ، خادمش با او بود و كرسى را كه همراه داشت گذاشت و امام ( ع ) نشست . سوز و گداز بر حضرت چيره و مردم به او تسليت مىگفتند . حضرت با دست اشاره كرد كه ساكت باشند و آنان بلافاصله سكوت اختيار كردند . . . ( مثير الاحزان ، ص 113 ) .