از ديار من كوچيدند و در اندوه سراى قلبم سكونت گزيدند . از خانههايم دور شدند و با دراز ساختن دوران جدايى اندوهم را طولانى ساختند . آه ، چقدر آرزومند جاى پاى آنان بر خاك خود هستم ! آه و افسوس كه ماه چهرههاشان از منزلگاههاى سعادتم رخت بر بستند . روزگار دوريم از آنان ، نوميدم كرد و در شاديم همچنان اميدوار ماند و روزگار با غارتشان با من دشمنى ورزيد . من پس از آنان در ميان مردم هيچ جايگاه اميدى ندارم . اى واژگان ! قلب من را از اندوه ذوب كنيد . تو ديگر در خاكستر استخوانهايم جايگاهى ندارى . اى تن بيمار ! پيش از سپرى شدن زمان و روزگار از شدّت اندوه بمير .
آن حضرت مشاهده كرد كه منزلهاى دوستانش از فرط وحشت تاريك است و چون كسى در آنها نيست تهى افتادهاند . گويى كه زبان حال با آنان نجوا مىكرد و با بيان گفتار خطاب به آنان مىفرمود : اى سراهايى كه پشتيبانش غايبند و وضعيتش دگرگون گشته و به ويرانه تبديل شدهاند . اندوهم در فقدان ساكنانت هميشگى است و شور و شوقم به خاطر دورى آسمانت پايان نمىپذيرد . خبر مصيبتهايشان اشكم را سرازير مىكند و اخبار درد و رنجشان آه و افسوسم را بر مىانگيزد . سرزمين خالى از آنها قلبم را آتش مىزند و خانههاى نوميدشان عقلم را به وحشت مىاندازد . چرا نبايد آتش زنهء جدايى را از آتش جدايى پر نكند ؛ و فرط شيفتگى جامهء بيمارى را بر اعضا و جوارحم بر ندرد . . . » « 1 »
وضعيت مدينه پس از ورود اهل حرم حسين ( ع )
خوارزمى گويد : « چون اهل حرم حسين ( ع ) وارد مدينه شدند ، زنان بنى هاشم شيون كردند و شهر يكپارچه فرياد شد . . . » « 2 »
ابن فتّال نيشابورى گويد : « . . . تا آنكه وارد مدينه شدند هيچ شيونى همانند شيون بنى هاشم در خانههاشان براى حسين ( ع ) شنيده نشد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 464 .
( 2 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 76 . اين نقل پيش از اين به طور كامل آمد و نيازى به تكرار آن نيست .
( 3 ) . روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 192 .