تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
ابن نما گويد : « همهء بانوان پرده‌نشين و محجّبهء مدينه بيرون آمدند ؛ و گريه مىكردند ، سيلى به صورت مىزدند و گونه‌هاشان را مىخراشيدند . روزى تلخ‌تر از آن براى اهل مدينه كسى نديده است » . « 1 » در اخبار الزينبات از زبان حسن بن حسن آمده است : چون يزيد ما را كه بيش از ده نفر بوديم ، فرمان داد كه ما را به مدينه ببرند . ما . . . به آن شهر رسيديم و حاكم آن روز مدينه عمرو بن سعيد اشدق بود . سپس عبد الملك بن حارث سهمى آمد و خبر آمدن ما را به او داد ؛ او فرمان داد كه در بازارهاى شهر ندا دهند كه زين العابدين ( ع ) و عمو زادگان و عمّه‌هايش نزد شما آمده‌اند . آن گاه مرد و زن و كودك فرياد زنان و گريه‌كنان بيرون آمدند . زنان بنى هاشم نيز با سر برهنه بيرون آمدند و فرياد واحسينا سر مىدادند . ما سه روز و سه شب سوگوارى كرديم و زنان بنى هاشم و مردم مدينه پيرامون ما جمع بودند » . « 2 » ابن نما گويد : « مردم براى ديدار او ( على بن الحسين ( ع ) ) بيرون آمدند و جايگاه‌ها و راهها پر از جمعيت شد » . « 3 » سيّد ابن طاووس گويد : « بشير بن حذلم گفت : مردم مرا به جاى خودم رها كردند و با شتاب رفتند . من اسبم را هى زدم و چون به آنان رسيدم و ديدم كه جايگاه‌ها و راه‌ها پر از جمعيت است از اسبم فرود آمدم و مردم را پامال كردم تا به در خيمه نزديك شدم » . « 4 » اين توصيف حاكى از ازدحام جمعيت در پيرامون امام ( ع ) است ، به طورى كه بشير ناچار شد براى رسيدن به نزديك چادر مردم را پامال كند .

خطبهء امام زين العابدين ( ع )

سيّد ابن طاووس به نقل از بشير گويد : امام سجّاد ( ع ) كه داخل خيمه بود ، در حالى كه دستمالى در دست داشت و اشكش را با آن پاك مىكرد ، بيرون آمد . يكى از خادمان نيز
هامش
( 1 ) . مثير الاحزان ، ص 112 . ( 2 ) . اخبار الزينبات ، ص 113 . ( 3 ) . مثير الاحزان ، همانجا . ( 4 ) . الملهوف ، ص 228 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 365 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش