اما سخن ابن حجر مبنى بر اينكه يزيد سر و خانوادهء حسين ( ع ) را به مدينه فرستاد ، با گذشتن آنها از كربلا و دفن سر در آنجا و سپس رفتن آنان به مدينه منافاتى ندارد ؛ و خبر بلاذرى پيرامون بازگشت سر شريف از مدينه به شام خواهد آمد . « 1 »
4 . شام : بلاذرى گويد : كلبى گفت : يزيد سر او را به مدينه فرستاد . پس آن را بر چوبى نصب كردند و سپس به دمشق بازگرداندند و در آنجا در ديوارى دفن گرديد و به قولى در دار الاماره و به قولى در گورستان . « 2 »
گويند : مقصود از ديوار ، باغ يا بوستان و منظور از دارالاماره ، قصر الخضراء ( كاخ سبز ) بود كه در كنار مسجد اموى و در سوى جنوب آن واقع بود . « 3 »
گويد : « و سر حسين ( ع ) در ديوارى در دمشق دفن گرديد ، ديوار قصر يا ديوارى ديگر ؛ گروهى گفتهاند : در قصر گودالى عميق كندند و آن را دفن كردند » . « 4 »
ابن عساكر به نقل از ريّا مىنويسد : « سر در انبارهاى سلاح ماند تا آنكه سليمان بن عبد الملك به حكومت رسيد . او به دنبال آن فرستاد و چون نزد وى آوردند خشك شده بود و استخوانى سفيد باقى مانده بود . سپس آن را درون سبدى نهاد و خوشبو كرد و رويش پارچه انداخت و در قبرستان مسلمانان دفن كرد . چون عمر بن عبد العزيز به حكومت رسيد ، دنبال انباردار - انباردار اسلحه خانه - فرستاد كه سر حسين ( ع ) را نزد من بفرست . او نوشت و سليمان آن را گرفت و درون سبدى نهاد و برآن نماز خواند و دفنش كرد ، و اين سخن نزد او درست آمد . هنگامى كه مسوّده وارد شدند از جاى سر پرسيدند پس آن را نبش كردند و برداشتند . و خدا مىداند كه پس از آن چه كردند » . « 5 » ابن كثير گويد :
مسوّده يعنى بنى عباس . « 6 »
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 419 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 341 .
( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 416 .
( 5 ) . تاريخ مدينة دمشق ، ج 7 ، ص 421 .
( 6 ) . البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 205 . اوّل اين روايت در جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 211 و الاتحاف ، ص 69 نقل شده است .