تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بن عاص فرستاد كه در آن هنگام كارگزارش در مدينه بود . پس عمرو گفت : دوست داشتم كه آن را پيش من نمىفرستاد . آن گاه فرمان داد كه آن را دفن كردند در بقيع نزد قبر مادرش فاطمه دفن نمودند » . « 1 » باعونى گويد : « مشهور در ميان مورّخان و سيره نويسان اين است كه سر حسين ( ع ) را زياد بن ابيه فاسق نزد يزيد بن معاويه و يزيد آن را نزد عمرو بن سعيد اشدق فرستاد كه آن هنگام در مدينه بود . پس آن را مهيّا ساخته در نزد قبر مادرش در بقيع دفن كرد » . « 2 » در شذرات الذهب آمده است : « درست اين است كه سر محترم در بقيع كنار مادرش ، فاطمه ( س ) ، دفن شد . به اين صورت كه يزيد آن را نزد كارگزار خود در مدينه ، عمرو بن سعيد اشدق ، فرستاد و او آن را كفن‌كرده و دفن نمود » . « 3 » شبلنجى گويد : « گويند در بقيع كنار قبر مادرش و برادرش حسن ( ع ) دفن گرديد . اين قول ابن بكّار ، علّامهء همدانى و ديگران است » . « 4 » به هر حال اين احتمال ناشى از ارسال سر شريف به مدينه است . چنان كه ابن حجر مىگويد : « يزيد سرش را به همراه باقيماندهء فرزندانش به مدينه فرستاد » . « 5 » پاسخ همان است كه علامهء مجلسى داده است . اما فرستادن سر به مدينه هيچ مشكلى را ايجاد نمىكند زيرا ممكن است كه اين جريان در دوران حضور اهل بيت ( ع ) در شام انجام شده باشد ؛ و سخن يزيد هم كه به امام سجاد ( ع ) گفت : چهرهء پدرت را هرگز نخواهى ديد ، « 6 » بر همين مطلب حمل مىشود . هيچ منعى ندارد كه پس از رسيدن سر از مدينه به شام رأى او عوض شده و آن را به امام سجاد ( ع ) تسليم كرده باشد .
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 75 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 145 ؛ تاريخ الاسلام ، ذهبى ، ص 20 . ( 2 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 299 . ( 3 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 67 . ( 4 ) . نور الابصار ، ص 133 . ( 5 ) . الصواعق المحرقة ، ص 294 . ( 6 ) . الملهوف ، ص 226 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 303 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش