خوارزمى حكايت مىكند : « سليمان بن عبد الملك بن مروان ، پيامبر ( ص ) را به خواب ديد كه گويا با او نيكى و مهربانى مىكند . پس حسن بصرى را فرا خواند و داستان را برايش گفت و تأويل آن را پرسيد . حسن گفت : شايد دربارهء خاندانش كار نيكى كردهاى . سليمان گفت : من سر حسين بن على ( ع ) را در گنجينهء يزيد بن معاويه پيدا كردم . پس آن را با پنج پارچهء ديبا پوشاندم و همراه گروهى از يارانم بر آن نماز خواندم و به خاك سپردم . حسن گفت : پيامبر ( ص ) به سبب اين كار از تو خوشنود شده است . پس به حسن بصرى نيكى كرد و فرمان داد به او جايزه دادند » . « 1 »
ابن جوزى گويد : « ابن ابى الدنيا نوشته است كه آنان در گنجينهء يزيد سر حسين ( ع ) را ديدند و آن را كفن كردند و در دمشق ، كنار باب الفراديس دفن كردند » . « 2 »
وى اين مطلب را در « الرّد على المتعصّب العنيد » نيز به نقل از ابن ابى الدنيا از حديث عثمان بن عبد الرحمن از محمد بن عمر بن صالح آورده و سپس خبر را آن طور كه در « المنتظم » آمده ، نقل كرده وسپس گفته است : « و عثمان و محمّد نزد اهل حديث چيزى نيستند و روايت نخست - يعنى دفن در بقيع - درست است » . « 3 »
ابن نما به نقل از منصور بن جمهور گويد : « ( سليمان ) وارد گنجينهء يزيد بن معاويه شد چون آن را گشود ، خمى بزرگ و سرخ رنگ در آن ديد . پس به غلامش سليم گفت :
اين را نگهدار ، كه گنجى از گنجهاى بنى اميه است . چون آن را باز كرد ، سر حسين ( ع ) در آن بود كه با رنگ سياه خضاب گشته بود . پس به غلامش گفت : پارچهاى برايم بياور .
چون آورد ، آن را درونش پيچيد و در دمشق كنار باب الفراديس ، كنار برج سوم در سوى مشرق دفن كرد » . « 4 »
سپس به نقل ديگر اقوال مىپردازد و قولى را كه در كربلا دفن شده است مىپذيرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 75 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 145 . مضمون خواب در نظم در السمطين ، ص 226 و الاتحاف ، ص 70 نيز نقل شده است .
( 2 ) . المنتظم ، ج 5 ، ص 344 .
( 3 ) . الرّد على المتعصّب العنيد ، ص 50 ؛ نيز ر . ك : جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 229 .
( 4 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 229 .
( 5 ) . مثير الاحزان ، ص 106 .