گويد : پس به طور پيوسته مىفرمود : راست برو ، چپ برو ؛ و چون به ذكوات حمر رسيد فرمود : همين جاست ؟ گفتم : بلى . پس به طرف راست رفت و سپس آهنگ جايى را كرد كه در آن آبى و چشمهاى بود . آنگاه وضو ساخت و سپس به پشته نزديك شد و در كنارش نماز گزارد ، آن گاه بر روى آن خم شد و گريست . سپس به سوى پشتهاى پايينتر از آن رفت و همان كار را تكرار كرد . سپس فرمود : اى يونس كارى را كه من انجام دادم تو نيز انجام ده . من چنان كردم و چون فراغت يافتم به من فرمود : اى يونس ! آيا اين مكان را مىشناسى ؟ گفتم : نه . فرمود : جايى كه اوّل در كنارش نماز خواندم ، قبر اميرمؤمنان است و پشتهء ديگر جايگاه سر حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) است . هنگامى كه عبيدالله زياد ملعون سر حسين ( ع ) را به شام فرستاد آن را به كوفه باز گرداند . او گفت : آن را از شهر بيرون ببريد كه مردم آشوب به پا مىكنند . پس خداوند آن را نزد اميرمؤمنان ( ع ) برد . پس سر با جسد است و جسد با سر « 1 » .
علامهء مجلسى در توضيح اين خبر گويد : « اين كه مىفرمايد « پس سر با جسد است » يعنى پس از آنكه به ظاهر در اينجا دفن شد در كربلا به جسد ملحق شد ، يا - چنان كه در برخى اخبار آمده است - همراه جسد به آسمان برده شد . يا اينكه بدن اميرمؤمنان ( ع ) براى اين سر به مثابهء بدن است ، چونكه آن دو از يك نور واحدند » « 2 » .
شيخ طوسى به نقل از مفضّل بن عمر گويد : امام صادق ( ع ) بر برجى مايل در راه غرى گذر كرد . آن گاه دو ركعت نماز در كنارش خواند . به ايشان گفته شد : اين چه نمازى بود ؟
فرمود : اينجا محلّ سر جدّم حسين بن على ( ع ) است كه آن را در اينجا گذاشتند « 3 » .
ولى ممكن است گفته شود : آن ، جاى گذاشتن سر بود نه محل دفن آن . مگر اينكه اين احتمال با فعل امام يعنى نماز دفع شود . تأمّل كنيد ، چون فعل و كار امام ( ع ) اعمّ از آن است كه اينجا محل قرار دادن سر و يا مدفن آن باشد .
هامش
( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 36 ، باب 9 ، ح 10 ؛ به نقل از آن ، وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 402 ، ح 19461 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 178 ، ح 29 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 178 .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 401 ، ح 19459 .