تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
وى را بر زيارت شمارى از بنى هاشم ثابت مىكند ؛ و گرنه هيچ وجهى ندارد كه از ميان همگان چنين عنوانى به وى داده شود . بنابراين نتيجه مىشود زيارتى كه طبرى ، سيّد و خوارزمى نقل كرده‌اند - كه در آن يادى از عطيه هست ، اما از ورود گروهى از بنى هاشم و خبر ديدار يادى نيست - با آنچه ابن نما و سيّد در اللهوف ذكر كرده‌اند - و از عطيه نيز يادى در آن نيست - تفاوت مىكند . آن زيارت ديگرى است كه جابر پس از زيارت نخست خويش ، موفّق به انجامش گرديد ؛ و از انسان با معرفت و بصيرى چون جابر بعيد نيست كه چند بار به زيارت رفته و به يك زيارت بسنده نكرده باشد . بنابراين - چنان كه از منابع گوناگون آورديم - روز اربعين روزى است كه جابر قبر امام حسين ( ع ) را زيارت كرد . اما آمدن اهل بيت ( ع ) و انجام ديدار با وى و گروهى از بنىهاشم در زيارتى ديگر و بعد از آن صورت پذيرفته است ، هر چند كه زمانش را به طور دقيق نمىتوانيم تعيين كنيم ، همانطور كه ابن نما و سيّد ( در اللهوف ) آن را تعيين نكرده‌اند ، به اين ترتيب در مسألهء بازگشت اهل بيت ( ع ) به كربلا گره باز و مشكل حل مىشود : چگونه آمدند ؟ آيا اصلا آمدند ؟ آيا رسيدن ممكن است يا نه ؟ و اقوال پراكنده‌اى كه ميان قبول و ردّ و توقّف در اين زمينه موجود است همه از ميان مىرود . اما اينكه شهيد قاضى طباطبايى مىنويسد كه علما اين طورمى فهمند ، چنين نيست ؛ و ناشى از ثبوت ملازمهء ميان زيارت جابر در اربعين اول و انجام ديدار با اهل بيت ( ع ) در كربلا است كه خود مبنى بر رسيدنشان در اربعين نخست است ؛ و اين ملازمه ثابت شده نيست . اما آنچه ايشان نوشته است جز براى اثبات امكان بازگشت اهل بيت ( ع ) و رفع امتناع و استبعاد نيست ؛ و اين نهايت چيزى است كه مىتوان از آن استفاده كرد - و به راستى كه در اين كار موفّق شده است - اما در اين مقام نمىتوان به آن استناد جست ، چرا كه با فرض پذيرش آن ، تحقّقش در فرض فرستادن پيك - و امثال آن - كه شأن آنها سرعت حركت است ، امكان‌پذير مىباشد . يا اينكه شرايط خاصّى در ميان باشد ( مثل رسيدن براى انجام مناسك حج يا اجراى دستور . . . ) ، نه در مثل اين كاروان كه شأنش خلاف آن است . زيرا كه