اين كاروان به طبيعت حالش حامل زن و كودك بود و پيش از رسيدن به شام از منزلگاههاى گوناگون عبور كرد . پس از خروج از شام نيز رفتار با آنها تغيير يافت و محافظانشان فرمان يافتند كه در حركت و توقّف حال آنان را رعايت كنند و هيچ نظرى براى اينكه در اربعين نخست به كربلا برسند در ميان نبود ! بنابراين هيچ انگيزهاى براى رساندن يا رسيدنشان در اربعين به كربلا در كار نبود .
بلى اگر دربارهء بازگشت اهل بيت ( ع ) در اربعين اوّل روايات معتبرى مىداشتيم ، لازم بود كه به آنها پايبند باشيم ، ولى چنين چيزى نيست . آنچه هم كه بيرونى « 1 » و بهايى « 2 » در اين باره نقل كردهاند الزام آور نيست ، چرا كه تخصص اصلى آنها تاريخ نبوده است .
خود اين دو نيز اشخاصى ذى فنون بودهاند و شايد اين ملازمه منتفى به ذهنشان خطور كرده است . اضافه مىكنم كه آنچه قاضى نعمان ( متوفاى سال 363 ه ) - كه از نظر زمانى و خبرويت ( در روايت ) متقدّم بر آنها است - نقل كرده با گفتههاى آنان تعارض دارد . او در كتاب « شرح الاخبار » تصريح كرده است كه اهلبيت رسول خدا ( ص ) ، يك و نيم ماه در شام ماندند « 3 » .
بنابراين از اينجا روشن مىشود كه با در نظر گرفتن ماندنشان در شام ، با ضميمه ساختن مسأله كسب اجازهء پسر مرجانه از يزيد و در نظر گرفتن حالت كاروان در رفت و آمد ، بازگشت اين كاروان در اربعين اوّل امرى بس بعيد است ، هر چند كه به جاى خودش در موارد ديگر امكانش وجود داشته باشد .
از اينجا نتيجه مىگيريم كه سر شريف نيز هنگام آمدن اهل بيت ( ع ) ملحق شد ، مگر آنكه به وجهى كه سيّد ابن طاووس ذكر كرده است ، ملتزم باشيم ، و آن را امرى ويژه و با شرايطى خاص بدانيم .
بنابراين نظريه برگزيده در اين مسأله اين است كه بازگشت اهل بيت پيامبر ( ص ) به كربلا نه در اربعين اوّل و نه در اربعين دوّم ، بلكه در فاصلهء ميان اين دو بوده است .
هامش
( 1 )
. الآثار الباقية ، ص 321 .
( 2 ) . توضيح المقاصد ، ص 6 .
( 3 ) . شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 269 .