پيروزى مظلوم
پيروزى خون بر شمشير
جنگ و درگيرى در كربلا روى داد ، امّا همهء ماجرا پايان نيافت . آرى ، رهبر نهضت بر زمين افتاد و او را با لب تشنه سر بريدند و سر مباركش را بر نيزه كردند ، امّا نبرد پايان نيافت و هر گز نخواهد يافت .
خواستند به ظاهر حكم كنند و بگويند كه خليفه پيروز شده است ؛ چرا نگويند ؟ و حال آنكه رهبر كاروان كشته شد . زن و فرزندانش به اسارت در آمدند و آنها را همراه سرهاى شهيدان از شهرى به شهر ديگر بردند ، تا آنكه به پايتخت رسيدند و ساكنان شهر شادى مىكردند و تصوّرشان اين بود كه اين كار نشان پيروزى و ظفرمندى است !
آرى ، آنها مرتكب جنايتى شدند كه دلها را مشمئز مىكند و كارهايى كردند كه جگر را خون مىكند ، اما يك چيز را از ياد بردند و آن سنّت خداوندى بود كه بر هر چيزى چيره است !
آنان خواستند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند ، اما خداوند اين را نخواست :
« يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
« 1 » ( آنها با دهان قصد خاموش كردن نور خداوند متعال را دارند ، ولى خداوند نمىگذارد و نورش را كامل مىكند ؛ اگر چه كافران كراهت داشته باشند ) . خداوند در جاى ديگر فرموده است :
« يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
« 2 » ( آنها مىخواهند نور خدا را با دهان خاموش كنند ولى خداوند كامل كنندهء نور خويش است ، هر چند كافران خوش نداشته باشند ) .
آنان درصدد بودند كه حجّت خداوند را مغلوب سازند و حال آنكه خداوند متعال فرموده است :
« كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ »
« 3 » ( خداوند مقرّر داشته است كه من و رسولانم پيروز مىشويم . زيرا خداوند نيرومند و شكستناپذير است ) .
هامش
( 1 )
. توبة ( 9 ) ، آيه 32 .
( 2 ) . صف ( 61 ) ، آيه 8 .
( 3 ) . مجادلة ( 58 ) ، آيه 21 .