را دربارهء نقش بارز امام ( ع ) نسبت به مردم ، حكومت و شخصيتها يادآور شديم .
امام ( ع ) توانست موانعى را كه حكومت بنى اميه ايجاد كرده بود از ميان بردارد و ويران سازد . حصار تبليغاتى تحميل شده بر مردم را بشكند و حقايق پوشيده را بر ايشان آشكار سازد .
امام ( ع ) در يك جا مردمانى ساده دل را مىبيند كه حقايق را بر ايشان وارونه جلوه دادهاند ؛ با اين گروه با سعهء صدر رفتار مىكرد . مانند آن مرد شامى كه خداوند را به خاطر قتل حسين ( ع ) و خاندانش شكر مىكند ، اما پس از شنيدن آيههاى قرآنى نازل شده در حق اهل بيت ( ع ) - مانند آيهء تطهير و آيهء مودّة و دوستى خاندان رسالت و . . . - به فطرت پاك خويش باز مىگردد و مىگويد : خداوندا ! من به سبب سخنانى كه در دشمنى اين قوم گفتهام به درگاهت توبه مىكنم . خداوندا من از دشمنان محمّد و آل محمّد ، از جنّ و انس ، بيزارى مىجويم » . « 1 » و يزيد اين را تحمل نكرد و فرمان به قتل پيرمرد شامى داد . « 2 »
تمسّك به قرآن و استدلال به اين كتاب شريف ، بهترين شيوهاى بود كه امام ( ع ) در اين مقطع ، براى استدلال انتخاب كرد . زيرا بنى اميّه - چنان كه گفتيم - از گسترش روايات مربوط به فضائل اهل بيت ( ع ) به طور كامل جلوگيرى كردند و در مقابل ، احاديثى در فضيلت دشمنانشان جعل نمودند !
برخورد امام ( ع ) با اشخاص ساده لوح فريب خورده - مانند داستان آن مرد شامى - و يا ديگرانى كه از اين قرار نبودند ، در راستاى كشف حقايق و بيدار سازى اذهان خفته بود .
مانند آنچه دربارهء سخن گفتن امام ( ع ) با مكحول ، « 3 » صحابى رسول خدا ( ص ) و يا منهال نقل شده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 183 ؛ تفسير فرات كوفى ، ص 153 ، ح 191 ؛ امالى صدوق ، ص 230 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 191 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 120 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 61 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 154 و 166 .
( 2 ) . الملهوف ، ص 211 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 384 .
( 3 ) . الا حتجاج ، ج 2 ، ص 134 ؛ به نقل از آن بحار الانوار ، ج 45 ، ص 162 .
( 4 ) . تفسير القمى ، ج 2 ، ص 134 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 187 ؛ با تفسير فرات الكوفى ، ص 149 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 71 .