4 . گفتهاند : فاطمه ، دختر على ( ع ) ، به زن يزيد گفت : « چيزى براى ما باقى نگذاشتهاند » .
يزيد متوجّه شد و گفت : « آنچه به آنها رسيده بزرگ است » . سپس هر چه را گفتند ، دو برابرش را به آنها داد « 1 » .
از همين قبيل است نقل ابن اثير كه مىگويد : « يزيد دربارهء چيزهايى كه از آنها گرفته بودند پرسيد و دو برابرش را به آنها داد » « 2 » . نيز آنچه طبرى و ابن كثير نقل كردهاند : « يزيد به همهء زنان پيغام داد كه از شما چه گرفتهاند ؟ و به هر يك از آنها هر اندازهاى كه ادّعا كرد ، دو برابرش را داد » « 3 » .
دربارهء اين روايات بايد گفت : اوّل اينكه ، ما درستى اين اخبار را نمىپذيريم . زيرا شأن اهل بيت ( ع ) - كه اهل بيت حماسه و غيرت و صاحبان عزّت و سر بلندى هستند - بالاتر و والاتر از آن است كه از مردى خبيث و بد رفتار و بد نهاد چيزى بگيرند . اين روايات جز جعليّات و ساختههاى طرفداران بنى اميه از سر كينه و دشمنى با اهل بيت ( ع ) ، چيزى نيست .
دوم اينكه ، به فرض پذيرش آنها ، تقاضاى اهل بيت ( ع ) جنبهء مادى نداشت بلكه در ميان چيزهاى غارت شده مواريث خاص اهل بيت ( ع ) بود ، به ويژه آنچه به حضرت زهرا ( س ) تعلّق داشت ؛ كه با هيچ چيز قابل تعويض نبود . « 4 »
سوم اينكه ، ممكن است برخى زنان اهل بيت ( ع ) چنين امورى را نقل كرده باشند ؛ و مقصودشان بيان عمق فاجعهء و جنايتى بود كه در كربلا اتفاق افتاد ؛ تا اينكه در تاريخ بماند و بر سر زبانها بيفتد ، نه اينكه خواسته باشند چيزى را طلب كنند .
چهارم اينكه ، هر كس مالش غصب شده باشد حقّ دارد كه آن را مطالبه كند و هيچ
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ص 83 ؛ مانند همين سخن از فاطمه دختر امام حسين ( ع ) نقل شده است كه به امّ كلثوم ، همسر يزيد ، گفت . ر . ك : عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 289 ، به نقل از مرآة الزمان ( نسخه خطى ) ، ص 100 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 86 .
( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 355 ؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 198 .
( 4 ) . الملهوف ، ص 222 .