2 . گفتهاند : يزيد تا هنگامى كه على بن الحسين ( ع ) حاضر نمىشد ، صبحانه و شام نمىخورد « 1 » . دربارهء اين نقل بايد گفت : اگر كه درست باشد - اين موضوع زمانى بود كه كفهء معادله عوض شد و اوضاع به زيان يزيد تغيير كرد . او براى حفظ ظاهر و از روى سياست و از ترس فتنه اقدام به اين كار كرد . اما در پنهان و در واقع ، مىدانيم كه بارها در صدد قتل امام زين العابدين ( ع ) بر آمد و مىخواست ترورش كند ؛ و در گفت و گوى با امام ( ع ) نيز از نيات پليدش پرده برداشت .
3 . گفتهاند : يزيد از على بن الحسين ( ع ) خواست كه با پسرش ، خالد ، كشتى بگيرد « 2 » .
اين نيز خطاست و به طور قطع نا درست مىباشد . اگر كه مضمون خبر درست باشد ، به عمرو بن الحسن ( ع ) مربوط مىگردد ؛ كه سيره نويسان و مورّخان از او ياد كردهاند . از جمله ابن سعد در الطبقات مىگويد : سپس على بن الحسين ، حسن بن حسن و عمرو بن حسن ( ع ) را فرا خواند ؛ و به عمرو بن حسن ( ع ) كه در آن روز يازده سال داشت گفت : آيا با اين - يعنى خالد بن يزيد - كشتى مىگيرد ؟ گفت : نه ، ولى كاردى به من و كاردى به او بده تا با او بجنگم . پس يزيد او را به خود چسباند و به اين بيت تمثل جست : اين خويى است كه از احزم مىشناسم ، آيا مار به جز مار مىزايد « 3 » ؟
از اين نقل دانسته مىشود ، آنچه در برخى كتابها به جاى عمرو بن الحسن ( ع ) ، عمرو بن الحسين ( ع ) آمده است ، تصحيف مىباشد . زيرا براى آن حضرت فرزندى به اين نام نمىشناسيم . مضافاً اينكه از نسل پاك آن حضرت به جز على بن الحسين ( ع ) باقى نماند .
هامش
( 1 )
. مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 74 ؛ المنتظم ، ج 5 ، ص 344 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 353 ؛ الكامل فىالتاريخ ، ج 4 ، ص 7 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 399 ؛ البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 197 .
( 2 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 74 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 172 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 134 ، به نقل از آن ، بحارالانوار ، ج 42 ، ص 162 .
( 3 ) . الطبقات الكبرى ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ) ، ص 84 نيز ر . ك . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 353 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 87 ؛ مثير الاحزان ، ص 105 ( در اين كتاب به جاى عمرو بن الحسن ( ع ) ، عمر بن الحسن ( ع ) آمده است . نيز آمده است كه يزيد پيش از خواندن بيت گفت : كوچك و بزرگتان دست از دشمنى ما بر نمىداريد ) ؛ الملهوف ، ص 223 .