اما جلادانى كه كاروان را همراهى مىكردند ، مشتاق بودند كه كاروان هر چه زودتر به شام برسد . زيرا اميد داشتند كه از يزيد جايزه دريافت كنند و بهرهء بيشترى ببرند . بنابراين مصلحت همهء سركشان و جلادان اقتضا مىكرد كه كوتاهترين راه ميان كوفه و شام پيموده شود . نيز گفته مىشود كه جلادان ، هنگام بيرون بردن سر حسين ( ع ) از كوفه ، از شورش قبايل عرب غيرتمند و متعصب ميان راه بيمناك بودند . آنها مىترسيدند كه مبادا سر مقدس را از آنان بگيرند . از اين رو از پيمون جادهء معروف پرهيز مىكردند ؛ و هر گاه به قبيلهاى مىرسيدند ، درخواست علوفه مىكردند و مىگفتند كه سر يك شورشى را به همراه دارند . « 1 »
پارهاى از رويدادهاى راه شام
منابع تاريخى به برخى از حوادث اتفاق افتاده در راه شام اشاره دارند كه پارهاى از آنها را در اينجا نقل مىكنيم ؛ و تا جاى ممكن موارد مشهور و آن مواردى را نقل مىكنيم كه نه تنها در مقتل ابو مخنف - كه طبق منزلگاههاى ميان راه به ترتيب آمده است - بلكه در ديگر مقاتل نيز آمده باشد .
1 - بيرون آمدن دستى از ديوار ، در حالى كه با قلمى خونين مىنوشت !
خوارزمى از ابن لهيعه ، « 2 » از ابو قبيل « 3 » چنين نقل مىكند : چون امام حسين ( ع ) كشته شد سرش را نزد يزيد فرستادند . در ميان راه مأموران محافظ كاروان ، در نخستين منزلگاه
هامش
( 1 ) . ر . ك . قمقام زخّار ، ج 2 ، ص 548 ، به نقل از كامل بهايى ، ج 2 ، ص 292 .
( 2 ) . وى عبدالله بن لهيعة بن عقبة بن فرعان بن ربيعة بن ثوبان حضرمى اعدولى است . . . او از گروهى روايتكرده كه از آن جمله ابوقبيل است . روح بن صلاح گويد : ابن لهيعه با 72 تابعى ديدار كرد ؛ و احمد بن حنبل گفته است : چه كسى در فراوانى حديث و ضبط و اتقان آنها در مصر مانند ابن لهيعه بوده است ؟ . . . او در سال 73 يا 74 درگذشت . ( ر . ك . تهذيب الكمال ، ج 15 ، ص 487 ، شماره 3513 ) .
( 3 ) . نام وى حىّ بن هانى بن ناضر ، ابو قبيل معافرى است . گروهى و از جمله ابن لهيعه از وى روايت كردهاند . ابو حاتم گويد : حديث او درست است . ابو سعيد بن يونس گويد : او در سال 128 در بُرُلُس درگذشت . ( ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص 214 ، شماره 86 ؛ تهذيب الكمال ، ج 7 ، ص 410 ، شماره 1586 ) .