چنين مطلبى دور از واقعيت مىنمايد ، چرا كه پيمودن راه عراق تا شام يك ماه به طول مىانجامد و به ناچار مدتى را هم در شام ماندهاند ؛ در اين صورت چگونه مىتوان باور كرد كه زمان رفت و آمد ، ماندن در شام و رفتن به كوفه و اقامت در آن تنها چهل روز بوده باشد ؟
شايد بتوان اين استبعاد را با اين توجيه از ميان برد كه ميان شام و عراق راه مستقيمى است كه در هفت روز قابل پيمودن است و اعراب عقيل در روزگار ما اين كار را انجام مىدهند . برخى اخبار حاكى از آن است كه پيك ظرف يك هفته از شام به عراق مىرفت و عربهاى صليب حوران تا نجف را هشت روزه مىروند . شايد آنها نيز از اين راه رفته و با خود آب كافى برداشتهاند و مدت اقامتشان در كوفه و شام نيز كوتاه بوده است » « 1 »
ما نيز بر اين باوريم كه دشمنان خدا و رسول ( ص ) ، باقيمانده كاروان حسينى را از كوتاهترين راه به شام بردهاند ، خواه از راه عرب عقيل يا هر راه ديگرى ، و بسيار بعيد است كه از راه دراز موسوم به راه سلطانى رفته باشند .
زيرا در آن روز بسيار طبيعى بود كه يزيد و ابن زياد و جلادان مأمور كاروان حسينى ، تلاش داشتند آن را در سريعترين زمان ممكن به دمشق برسانند و براى رسيدن به اين هدف از هر وسيلهاى استفاده كنند .
يزيد مىخواست با مشاهدهء سرشكستگى اهل بيت رسول خدا ( ص ) و امير مؤمنان ، على ( ع ) نفسى راحت بكشد . چرا كه او بر اين پندار بود كه بنىاميه روز عاشورا انتقام روز بدر را گرفتهاند ؛ و براى اين معنا سرخوش از پيروزى دروغين به شعر ابن زبعرى استشهاد كرد .
ابن زياد مىخواست نشان دهد كه چگونه فرامين امير خويش را مو به مو اجرا كرده و موجبات خشنودى او را فراهم آورده است ؛ و از اين طريق براى خودش منزلت و اعتماد بيشترى فراهم سازد . از اين رو شتاب داشت كه كاروان حسينى هر چه زودتر به شام برسد و يزيد را از پيروزى موهوم سرمست كند و از آثار مثبت آن در زندگى سود ببرد .
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، بخش نخست از جزء چهارم ؛ و به نقل از آن ، تحقيق پيرامون زيارت اربعين ، ص 193 .